101المساجد بِحالٍ» . 1«عمربن عبدالعزيز گفت: هيچكس از يهود و نصارا، نبايد به هيچ مسجدى وارد شوند.»
قطب راوندى مى نويسد:
«و قال عمربن عبد العزيز: و لا يجوز أن يدخل المسجد أحد من اليهود و النصارى و غيرهم من الكفّار، و نحن نذهب إليه» . 2«عمربن عبدالعزيز گفته است: هيچكس از يهود و نصارا و ديگر كافران، روا نيست به مسجد وارد شوند. ما نيز بر آنيم.»
دور نيستكه نخستين بار عمربن عبدالعزيز به عنوان يك حكم حكومتى، كافران را از ورود به مسجدها بازدارد و پس از آن به منابع فقهى راه يايد.
بنابراين، دور نيستكه نخستين بار عمربن عبدالعزيز به عنوان يك حكم حكومتى، كافران را از ورود به مسجدها بازدارد و پس از آن به منابع فقهى راه يايد. اگر چنين باشد بايد وضعيت زمانى عمربن عبدالعزيز در نظرگرفته شود و اينكه چرا او چنين تصميمى را اتخاذ كرده است؟ و به فرضِ حجت بودنِ عمل او! محدود به همان زمان و وضعيت حاكم بر آن بوده و در خور گسترش نيست.
رعايت حرمت و قداست:
از آنچه گفته آمد، مىتوان نتيجه گرفت كه «كفر» ، باز دارنده از ورود به مسجدها نيست و غير مسلمان نيز مىتواند به مسجد وارد شود، ولى بدون شك، اين بدان معنى نيست كه دَرِ مسجد، بدون قاعده و برنامه به روى هر غير مسلمان گشوده شود. مسجد، مكانِ عبادت، ارشاد و هدايت، تبليغ و ترويج دين است. انجام هر كارى كه با اين شأن و مقام ناسازگارى داشته باشد، در مسجد جايز نيست، حتى براى مسلمان، چه رسد به غير مسلمان. بنابراين، ورود غير مسلمان به مسجد، در درجۀ اول بايد انگيزۀ شرعپسند داشته باشد؛ مانند آشنايى با معارف اسلامى، شنيدن سخن وحى و آشنايى با آداب و رسوم عبادى مسلمانان و. . . و يا دستكم انگيزههاى عقلايى؛ مانند مشاهدۀ آثار و تمدن