87گونۀ نخست، از سرباز زدن كشتىها از رفتن به بنادرى ناشى مىشد كه در آنجا مىبايست تن به قرنطينه بسپرند؛ زيرا صاحبان كشتى از هزينههايى هراس داشتند كه مدّت قرنطينه براى آنها به بار مىآورد. در اين شرايط راه بازگشت حاجيان به سرزمينشان بسته مىشد و موجب سرگردانى آنها مىگشت، بهويژه آنكه انتظار آنها نيز طول مىكشيد. نمونۀ آن گزارشى است كه فيفائى به هنگام بازگشت خود از حج ارائه مىكند:
«آنگاه از راه اقيانوس كبير قصد رفتن به اسكندريه كرديم، ولى كشتىِبخارى يافت نشد. اين هنگامى بود كه سالها پيش قرنطينه از ميان رفته بود و چون اين بيمارى شايع شد، خبر آن به روم رسيد. كشتىداران از سوار كردن حاجيان گريزان شدند و از ترسِ رفتن به قرنطينه و هزينۀ كشتىِبخار و جاشوها از جابهجا كردن حاجيان سر باز زدند و بدينسان از زحمت حمل حاجيان آسوده شدند و تنها، كالا به اين سو و آن سو مىبردند. بدين ترتيب، حاجيان يك ماه يا چهل روز با نگرانى در اسكندريه محصور ماندند» . 1گونۀ دوم، با شرايط اقامت در قرنطينه پيوند داشت؛ وضعيتى در حدّ اقل ممكن، وضعيتى دهشتناك كه با ناهنجارترين وضعيت به دور از آسايش همراه بود، به علاوۀ گرانى و بد رفتارى كاركنان قرنطينه با حاجيان. فيفائى اين دشوارىها را چنين فشرده بيان مىدارد:
«چون به كانال سوئز رسيديم، مسافران خواستند از كشتى بيرون روند كه ناگاه آگاه شديم، مىبايست ده روز در قرنطينه سر كنيم. اقامت يك روزه در كانال سوئز به سبب بيابان و آب تلخ آن، برابر با يك سال است. هشت روز در قرنطينه مانديم و آنگاه خسته و درمانده از گرانى و بىآبى و محروميتهاى ديگر، از قرنطينه بيرون آمديم» . 2آنچه فيفائى در اين گزارش فشرده بيان كرده، در گزارش ديگرى كه از نظر دقّتِ توصيف و پرداختن به جزئيات، بىمانند است، به گستردگى بازگفته شده است. اين گزارش را حسن غسال در بارۀ قرنطينۀ طور بيان مىدارد كه در سال 1898 م در آن سركردهاست. اين قرنطينه كه در بخش خاورىِ شبه جزيرۀ سينا قرار دارد، به موجب قرارداد بهداشت جهانى كه در سال 1892م در ونيز منعقد شد، قرنطينۀ بهداشتى نوينى بهشمار مىآمد كه مهمترين قرنطينه در مصر و درياى مديترانه براى حاجيانى تلقّى مىشد كه از حج سوى سرزمين خويش باز مىگشتند و مىبايست براى مراقبتهاى