79اين نخستين نكتهاى است كه در اين گزارش توجّه انسان را به خود جلب مىكند، ولى همين گذر سريع براى احساسات ساكنان حرمين شريفين، كه خود را در برابر بيمارى همهگير بى سابقهاى مىيافتند، اهميّت بسيار دارد. ابن طوير مىگويد:
«در اين زمان؛ يعنى اواخر 1246/1830 و اوايل 1247/1831م حرمين شريفين با بيمارى همهگير بزرگى روبرو بود و مردم مكّه به ما مىگفتند كه پيشتر اين بيمارى را نديده بودند.» 1نيز از امور شايان توجّه، تعابير و عباراتى است كه نويسنده دربارۀ حركت اين كشتى مىنگارد و آن اگر چه افراطى به نظر مىرسد، بر دهشتناك بودن اين فاجعه دلالت دارد، و اين پس از هنگامىاست كه شمار قربانيان مكّه در يك روز به هزار نفر مىرسد. او مىافزايد: «در مكه مكرّمه - خداى ارجمنديش دهاد! - هزاران نفر از ميان رفتند و جز خداى متعال كس شمار آنها نداند.» 2او دربارۀ پراكندگى اين اپيدمى در مكّۀ مكرّمه مىگويد:
«بسيارى از مردم در سه روز به هلاكت رسيدند، و در راه بازگشت او را مىبينيم كه اخبار مربوط به وبا را پى مىگيرد و مىنويسد كه اين بيمارى مصر (يعنى قاهره) را در بر گرفته، ولى با رسيدن به اسكندريه از شدّت آن كاسته مىشود تا آنكه كاملاً محو مىشود.» او مىگويد: «هنگامى كه به اسكندريه رسيديم وبا اندك اندك كاهش يافت تا آنكه بهطور كلى ناپديد گشت.» 3او دربارۀ شمار قربانيان مصر مىگويد: «از آنها 65 هزار تن و از نيروى دريايى 700 تن و از نيروهاى غير دريايى 300 تن به هلاكت رسيدند.» 4اين گزارش پيرامون اين اپيدمى در شهرهاى مختلف، سنجش ارزشمندى در بردارد و از آن چنين بر مىآيد كه شدّت آن از مدينه و مكه و مصر رو به كاهش بوده است و در مدينه تنها سه روز ديده شده است و پس از آن چندان كاهش يافته كه به سرعت از ميان رفته است. بر خلاف مصر و مكّه كه اين بيمارى در آنها ماندگارى بيشترى داشته است.» او در ميزان نامتناسب مرگ و مير حاصل از اين بيمارى، تعليلى متافيزيكى دارد و دليل كاهش مرگ و مير در مدينۀ منوّره را آن مىداند كه مردم مدينه اهل نيكوكارى و صدقه بودهاند و در هر يك از اين سه روز در خيابانهاى شهر چندان به