132همين حدود باشد. بغيبغه مزرعهاى بوده متعلق به امام على عليه السلام كه امروزه به آن «ينبعالنخل» مىگويند. آن حضرت اين مزرعه را وقف مسلمانان تهىدست كرد.
حمد جاسر مىگويد: هنوز هم اين نام بر زمين وسيع و خالى از سكنهاى كه در آنجا مىباشد اطلاق مىشود.
بقره: راهى است كه از مدينۀ منوّره به نُخيل مىرود (نك: نخيل) .
بقيع: در لغت بهمعناى جايى است كه در آن انواع درخت باشد. اين كلمه بهنامهاى چندى اضافه مىشود، از جمله:
بقيع بُطْحان: منظور از بطحان همان وادى بطحان پيشگفته است.
بقيعالخيل: جايى بوده در مدينه نزديك خانۀ زيدبن ثابت. سمهودى مىنويسد: محل بازار مدينه در مجاورت مصلّى بوده است. مقصود ابوقطيفه در اين بيت همينجاست:
ألا ليت شعري هل تغيّر بعدنا
بقيعالمصلّىٰ أم كعهدي القرائن
قرائن: خانههايى بوده در جوار مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله.
بقيعالخَبْجَبة (به فتح خاء وسكون باء و فتح جيم) : خبجبه درختى بوده كه اين محل بهنام آن شهرت يافت. بقيع مذكور در مدينه و در سمت چپ بقيعالغرقد قرار داشته است. در باب زكات سنن ابىداود از اين محل نام برده شدهاست.
بقيعالزُّبير: مقصود زبيربن عوام است. او از پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضا كرد كه اين مكان را به اقطاع وى دهد و پيامبر صلى الله عليه و آله تقاضاى او را پذيرفت. بقيع زبير در مدينه و احتمالاً در نواحى بقيع الغرقد بوده است.
بقيع الغَرْقَد: غرقد در لغت بهمعناى گياه ديوخار است. بقيعالغرقد همان قبرستان معروف مدينه است كه نام آن براى همگان آشناست و در سمت شرق مسجدالنبى قرار دارد.
بلاط (به فتح باء و كسر آن) : جايى است در مدينه ميان مسجدالنبى و بازار شهر كه سنگفرش است. روايت شده است كه براى عثمان آب آوردند و او در بلاط وضو گرفت، كه مقصود از بلاط در اين روايت همين بلاط ياد شده است.
بنابراين، بلاط بين مسجدالنبى تا مُناخه در شرق مسجد نبوى است و همان است كه مروان بهدستور معاويه آنجا را سنگفرش كرد.
بخارى در صحيح خود بابى را