105نخاوله و فقراى شيعه آنجا بناى تقسيم شد. صورت آوردند، رجالا و نساء، وجوه به حضرات تقسيم شد.» 1در برابر، نخاوله واعراب شيعه، گاه در مواقع حساس به حمايت از شيعيان ايرانى برمى خواستند. زمانى كه يك كاروان اسير اعراب بدوى شده و پس از تحمل صدمات فراوان به مدنيه برگشت، - در اين كاروان آقا سيدمحمد فرزند مرحوم حاج آيةاللّٰه سيدمحمد كاظم يزدى مرجع شيعيان نيز حضور داشت - «از طرف شيعيان و دوستان عوالى، مكرر در مكرر رسولان و قاصدان آمدند كه ما جماعتى از شيوخ عوالى خود را حاضر خدمت ساخته كه شما را با همراهانتان در مدت هفت روز برسانيم به مكه.» 2ايرانىها حتى مىكوشيدند تا در اجاره كردن الاغ نيز اين ملاحظات را داشته باشند. كازرونى مىنويسد كه شتر را از طايفۀ فُرْعى كه «غالب آنها شيعه هستند» كرايه كرده بوديم. 3مقصود از اين ناحيه، منطقۀ فرع است كه ده قريه داشته و «چهار قريۀ آن شيعه و از سادات عالى درجات» بودهاند. حسام السلطنه در سال 1297 از يكى از روستاهاى شيعه اين منطقه يادكرده و مىنويسد: «شيخ فرعى كه از شاگردان مرحوم شيخ - انصارى - است در اين آبادى توقف دارد، مروّج مذهب اماميه است و جمعى را شيعه كرده و هر ساله به مكۀ معظّمه مىرود و مقام اجتهاد دارد.» 4فراهانى نيز در باره منطقۀ فرع نوشته است: «اهالى فرع اغلب شيعۀ اثناعشرى هستند» . 5نيز در گزارشى كه از سال 1315 در دست است، آمده است كه همراه كاروان ايرانىها، آيةاللّٰه سيد عبدالحسين لارى بوده كه وقتى به منطقۀ فُرع و روستاهاى شيعه آن رسيده، «اهل آن قريه مىآمدند و مسائلى كه داشتند سؤال مىكردند.» 6همين زائر، وقتى به مدينه رسيده است «در باغ نخلى كه دو بركۀ آب در آن بود، قريب به خانۀ نخاولهها، منزل» گرفته است. 7فراهانى مىنويسد كه شمارى از مردمان قراى اطراف وادى فاطمه نيز كه در نزديكى مكه قرار دارد، شيعه اثناعشرى و زيدى هستند. 8به طور معمول، حاجيانى كه ابتدا اعمال حج را به جاى آورده و سپس به مدينه مىرفتند، ممكن بود كه ايام سوگوارى محرم را در مدينه باشند. در اينجا بود كه رسم شيعيان با رسم سنيان متعارض مىشد؛ چرا كه در ايام عاشورا،