78زيرزمينى آب زمزم تأثير فراوان دارد.
ازرقى در تاريخ خود مىنويسد:
«در سالهاى دويست و بيست و سه و بيست و چهار آب زمزم به حدّى كم شد كه چيزى نمانده بود به كلّى خشك شود، در اين حال نُه ذراع (5/4 متر) در عمق زمين حفارى كردند و اطراف آن را توسعه دادند و همزمان با اين حفارى در سال 225هجرى خداوند بارانها و سيلهايى فرستاد كه بر اثر آن آب زمزم فزونى گرفت. . .» 1ازرقى در جاى ديگر از كتاب خود، از مقاتل، از ضحاك بن مزاحم نقل كرده كه گفت:
«. . . زمانى مىآيد كه آب زمزم از نيل و فرات گواراتر مىشود.» ابومحمد خزاعى گويد: ما اين را در سال 281ه.
ديديم و اين هنگامى بود كه در مكّه باران زيادى آمد و سيلها از حوالى مكّه به راه افتاد و در سال 279 و 280 آب زمزم آنقدر زياد شد و بالا آمد كه نزديكى دهانۀ چاه رسيد تا آنجا كه از سرچاه تا روى آب هفت ذراع (5/3متر) بيشتر فاصله نماند و مانند اين را هرگز نديده و از قول كسى نشنيده بوديم و آنقدر آب زمزم شيرين و گوارا شد كه بر همۀ آبهاى مكّه برترى داشت و من و بسيارى از اهل مكّه از آن مىنوشيديم و احدى از پير مردان مكّه را نشنيديم كه نظير آن را در گذشته نقل كنند و در سال 83 به بعد بار ديگر غلظت آب به حال گذشته برگشت امّا آب به همان فراوانى بود.» 2يكى از كاوشگران معاصر دربارۀ زمزم مىنويسد:
«در سال 1388 هجرى قمرى بارانهاى شديد در مكّۀ مكرّمه باريد و سيل به اطراف حرم مكّى (مسجدالحرام) سرازير شد و بالاتر آمد تا به در خانۀ كعبه رسيد، آن زمان براى خروج آب كانال وجود نداشت، كميتهاى تشكيل شد كه من نيز عضو آن بودم. كار اين كميته آن بود كه به بررسى آب زمزم بپردازد، آن روز چاه زمزم داخل اتاقى بود، درِ اتاق را گشوديم، ديدم آب از دهانۀ زمزم فوران مىكند، افراد سادهلوح مىگفتند:
چاه خود را شستشو مىدهد! در دست من دستمال كاغذى بود، آن را بر سطح آب افكندم كه آب آن را به بيرون پرت كرد. يك قطعه شلنگ به اندازۀ دو متر از زمين برداشتم و يك سر آن را در