43و غيره به هم مخلوط شده از آه و زارى فروگذار نكردند.» 1اينها در واقع، حجهخرانى بودند كه «به گدايى خود را به مكه مىرسانند و آنجا به عكامى و نوكرى و دزدى و جيب برى كار خود را مىسازند!» 2البته آمدن اين قبيل شاهزادگان به حج كه مىتوانستند نقش مؤثرى در كاهش دشوارىهاى زوّار ايرانى داشته باشند، هميشگى نبود و به همين دليل است كه امين الدوله پس از شرحى كه از نقش خود در حل دشوارى زائران ايرانى دارد، مىنويسد: «به خاطرم مىگذرد، چه ضرر دارد هر سال حجاج ايرانى كه مىآيند يك نفر از معارف ما كه عزيمت حج داشته باشد، از جانب دولت دخيل و كفيل امور يك مشت زوار ايران شود؛ عجزه و مساكين را نگذارد در غربت بيچاره بمانند.» 3همانگونه كه گذشت، به مرور، مسؤوليت كار حجاج در مدينه و مكه به برخى از چهرههاى معروف از سادات آن نواحى واگذار شد. اين مسأله به ويژه در مدينه مطرح بود؛ زيرا در مكه كار اداره را حملهدار و مُطوّف انجام مىداد.
بر اساس برخى از نقل ها، از ميان خدّام برجستۀ حرم نبوى در مدينه، شخصى وجود داشته كه مسؤول امور عجمان بوده است. بروجردى ضمن ستايش از اين خدام از شخصى ياد مىكند كه چنين وظيفهاى داشته و در حل مشكلات شيعيان عجم تلاش مىكرده است: «حقيقتاً خدّام با احترام حضرت رحمة للعالمين چنانچه عرض شد بالنسبه رؤوف و مهربان و با غربا عطوف و خوش زبان و به اندك احسانى شاكر و قانع و به قليل تعارفى شرور و اشرار را از حجاج و زوار دافع. از آن جمله جناب حاج سيد مصطفى است كه از دولت روم و از جانب شيخ مصطفى، شيخ المعلّمين آن مرز و بوم، مباشر امور عجم است، الحق مردى بسيار با چم و خم، دهانى گرم دارد و زبانى نرم. بىشمار؟ ؟ ؟ زيرك وزرنگ است ودرگذرانيدن امور جمهور، پر حيله و نيرنگ. بسى چاپلوس است و در فن اخذ ومداخل از مرد و زن، سلطانى با طبل و كوس؛ عجم را شيخ المزوّرين، و در اصلاح كار شيعه با اهل سنت و جماعت رييس المدبّرين و المزوّرين. . .
انصاف اين است و حقيقت چنين كه وجودش بى نهايت ضرور و دركار است و شيعيان را به غايت مددكار و پرستار. 4