44اين همان سيد مصطفى است كه در سال 1260 نيز چهارده غازى از محمدولى ميرزا گرفته است تا او به آسانى بتواند به زيارتهاى خود در مسجد و بقيع برسد. 1فرهاد ميرزا (سال 1292) هم نوشته است كه «آقا سيد حسن پسر آقامصطفى هم به استقبال آمده بود كه حالا دليل حجاج عجم است و سيد صلاح را معزول كرده است.» 2فراهانى، در سال 1302 حكايتى را نقل كرده كه از هر حيث تازه است: «شنيديم سابقاً حجاج عجم و شيعه را در حرم حضرت رسول صلى الله عليه و آله به واسطۀ اخذ تنخواه اذيّت و بهانه جويى مىكردند. ومرحوم ميرزاحسين خان مشيرالدولۀ سپهسالار در سفرى كه به مكه رفت و سيد مصطفى را چوب زد، قرار داد كه هر حاجى عجم به جهت خدّام حضرت رسول صلى الله عليه و آله و مطوّفين آن آستان، يك ريال فرانسه كه قريب شش هزار دينار ايران به مطوف عجم بدهد و آن مطوّف ما بين خدام تقسيم نمايد و ديگر از هيچ جهت خدام متعرض حجاج عجم نشوند. و اينك همين رسم است و يكى يك ريال فرانسه به سيد حسن مطوّف عجم كه پسر سيد مصطفى است مىدهند و او ما بين خود و خدام قسمت مىكند و ابداً كسى متعرض عجم نيست و در كمال آزادى هستند.
حتى اگر كسى بخواهد در نماز و وضو تقيه هم نكند، هيچ كس بحثى بر او نخواهد داشت.» 3از آنجا كه دولت ايران در مدينه، قونسولى نداشته و حتى از عجم ها، كسى در اين شهر اقامت نداشته است، «در فصل آمدن حجاج، اگر سؤال و جوابى حجاج عجم بهم برسانند، به همان سيد حسن پسر سيد مصطفى كه مطوف عجم است، رجوع مىشود.» 4امين الدوله در سال 1316 خبر از آمدن آقا سيدحسن دليل ايرانيان نزد خود داده است. 5به تدريج قونسول ايران نقش فعال ترى را در مكه و مدينه عهدهدار شده است.
حملهدارها و مطوّفهاى حجاج عجم
زمانى كه شخصى ارادۀ سفر حج مىكرد، ابتدا لازم بود تا همسفرهايى از اطرافيان و آشنايان خود داشته باشد.
انجام چنين سفر دشوار و درازى، بدون وجود آشنا و همسفر تا حدّى، كار محال به نظر مىآمد. با اين حال، براى انجام كارهاى عمومى، كارى از آشنا و همسفر