72حج همان سال در مكه با يكديگر ملاقات كردند. او روابط محكم خود را با اشراف حفظ كرد. به نظر مىرسد او به نوعى درگير نقشهاى شده بود كه طرّاح امين الدوله بود.
تا بدينوسيله پشتيبانى مالى را از سوى دولت ايران براى شيعيان مدينه تأمين كند.
با پولى كه تهيه شد، برخى از نخاوله مجاز شدند تا به عنوان دربان بقيع به كار گمارده شوند. در اين صورت آنها مطمئن بودند زائران شيعه كه هميشه از سوى دربانان سنّىِ بقيع در محدوديت بودند، با حضور اينان، بدون محدوديت مىتوانند به بقيع دسترسى داشته باشند. بر اساس نوشتۀ امين الدوله تحريكات مخالفانِ وى در كنار استعفايش از سمت صدراعظمى (در جولاى سال 1898) مانع از اجراى اين طرح شد. 1حتى در اوايل قرن بيستم، شمارى از اشراف حسينى را شاهديم كه در عوالى و نيز خود مدينه سكونت داشته و مىتوانستند سهمى در سياست محلّى (و طبعاً منطقهاى) داشته باشند. در ميان آنها شريف شحاته (بن على) - كه گاه مؤلفان عرب نام وى را شحات و گاه شحاته مىنويسند 2- در يك دوره برجستگى يافت. در شرحى كه بتنونى در سال 1910 دربارۀ مدينه نوشته، آمده است: شحاته وكيل شريف مكه در امور «العربان» يا بدوىها بوده است. 3سكونت او در العوالى، وى را قادر مىساخت تا به موازات نقشى كه در حلّ بحران ميان قبايل مدينه (و طبعا شامل تحكيم قدرت دولت عثمانى) داشت به عنوان واسطه در حل و فصل مسائل قبيلهاى عمل كند.
افزون بر اين وظيفۀ رسمى، شحاته و برادر جوانش ناصر، پايگاهى براى زائران شيعه در مدينه، به ويژه مساجد متبركۀ جنوب شهر، همانند مسجد قبا و العوالى ايجاد كردند. مهمان نوازى و حمايت اين دو امير، سبب ستايش آنها از سوى سيد شرف الدين در شرح حالِ خودنوشت او شده است. شرف الدين يك عالم شيعۀ لبنانى است (م1957) همراه مادر و برخى از شخصيتهاى برجستۀ جنوب لبنان به مدينه سفر كرد و در رمضان سال 1328/سپتامبر 1910، حدود شش ماه پس از بتنونى به مدينه رسيد. وى گفته است كه در آنجا منطل راحتى در خانۀ «برادران مؤمن ما» نخاوله داشتيم. سپس افزوده است:
«دو امير، شريف شحاته و ناصر، همراه عدهاى از مؤمنان (شيعيان) از عوالى به