100آب زمزم بنوشند و بر بدن بپاشند و بدان تبرّك جويند و استشفا نمايند و اين سنّت در ميان مسلمانانِ هر عصر استمرار داشته و اكنون نيز ادامه دارد. زائرى نيست كه به مسجدالحرام بيايد و از زمزم ننوشد و كمتر كسى است كه از حجّ بر گردد و آب زمزم سوغات نياورد.
آثار اين تبرك و استشفا، هنوز هم نقل مجالس و نقل كتابها و مورد توجّه بزرگان بوده است و مؤلفان نيز به بيان مواردى از آن پرداختهاند. يكى از نويسندگان در كتاب خود موسوم به «معجزات الشفاء بماء زمزم» به بيان مواردى پرداخته كه بيمارانى چند به بركت زمزم از بيمارىهاى صعب العلاج شفا يافتهاند و آنگاه به تحليل اين مطلب پرداخته ومىافزايد: نبايد اينگونه موارد را از ديد علمى رد كرد؛ زيرا خداوندى كه در داروها شفا قرار داده، همو قادر است در آب زمزم اثر شفابخش قرار دهد.
در اينجا گزيدهاى از مباحث اين كتاب را مىآوريم:
تحليلى از شفا بخشىِ زمزم:
شارع حكيم، ما را موظّف كرده كه به هنگام درد در جستجوى دوا و درمان باشيم. حضرت مصطفى صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«لِكلّ دٰاء دواء فاذا اصيب دواء الداء برأ باذن اللّٰه عزّوجلّ» . 1
هر دردى را دارويى است كه چون بدان دسترسى باشد به ارادۀ خداى بزرگ شفا يابد.»
احمد حنبل، از اسامة بن شرك روايت كرده كه گفت: در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بوديم. گروهى از اعراب آمدند و گفتند: اى رسول خدا، آيا ما به مداواى بيمارىها اقدام كنيم؟ حضرت فرمود:
«آرى، اى بندگان خدا، مداوا كنيد؛ زيرا خداى - عزّوجلّ - دردى نيافريده مگر آنكه براى آن دوايى قرار داده است، جز يك درد. پرسيدند: آن درد چيست؟ فرمود:
پيرى.» 2البته «امر به مداوا» با «توكّل» منافاتى ندارد، همانگونه كه برطرف ساختن گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما با وسائل مخصوصِ خود منافىِ توكّل نيست. ابن قيم جوزى گويد:
«توحيد كامل نمىشود مگر با مباشرت اسبابى كه خداوند آنها را مقتضى براى مسبّبات آن - با همان قدر و منزلت - قرار داده است وتعطيل اين اسباب مخلّ توكّل