92يحيى بن سعيد در «جامع» شمردهاند و شيخ صدوق و پدرش، مفيد، سيدمرتضى، سلاّر و حلبى نيز مطلقاً تأخير را بر همگان لازم شمردهاند، 1اما در مورد وظيفۀ اميرالحاج يك روايت بيشتر به چشم نمىخورد. جميل بن دراج از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمودند:
«ينبغي للإمام أن يقف بجمع حتّى تطلع الشمس و سائر الناس اِنْ شاؤا عجّلوا و ان شاؤا اخّروا» . 2
هر چند مطلب با «ينبغى» آغاز شده، اما از اينكه ديگران را مخير نمودهاند كه قبل از طلوع آفتاب حركت كنند يا بعد از طلوع آفتاب، نشان مىدهد كه اميرالحاج مخيّر نيست و معيّناً بايد تا طلوع آفتاب بماند.
با توجه به اينكه «ينبغى» در روايات غير از اصطلاح آن در لسان فقهاى متأخرين است و با وجوب نيز سازگار مىباشد. بعيد نيست كه «وجوب ماندن تا طلوع خورشيد بر اميرالحاج» استفاده شود، بهويژه كه معلوم نيست «قول به استحباب» در مقايسه با «قول به وجوب» از شهرت بيشترى برخوردار باشد. گويا هر دو قول، طرفدارانى دارد. گويا اميرالحاج بايد در مشعرالحرام بماند و همه را روانۀ منا كند و سپس خود حركت نمايد.
ولى از طرف ديگر با توجه به آنكه يك روايت بيشتر در اين زمينه نقل نشده و ازنظر سند نيز مرسل است و قابل اعتماد و استناد نيست، نمىتواند با اطمينان مدرك فتواى به وجوب قرار گيرد، اما حكم به استحباب بنابر تسامح در ادلّۀ سنن محذورى ندارد.
البته اگر كسى از روايات مطلق كه در اين زمينه وجود دارد و در بارۀ زمان عزيمت همۀ حجاج؛ اعم از اميرالحاج و ديگران سخن مىگويد، «وجوب ماندن تا طلوع آفتاب» را استفاده كند؛ چنانچه برخى از قدما قائل شدهاند، تكليف همگان روشن خواهد شد.
ثبوت هلال ذيحجه با حكم اميرالحاج
يكى از مسائلى كه در حج از اهميت فراوانى برخوردار است، مسألۀ ثبوت هلال ذىحجه است؛ زيرا زمان وقوف در عرفات، مشعر و منا و اعمال مناسك حج، همگى بر اين مسأله توقف دارد.