222لبريز كنند و به وسوسۀ خناسان و شبهات ترديد آفرينان و متحجّرين و منحرفين گوش فراندهند و لحظهاى از اين آهنگ مقدس توحيدى و جهانشمولى اسلام غفلت نكنند. . .» 1و باز مىفرمايند: «فرياد برائت از مشركان مخصوص به زمان خاص نيست.
اين دستورى است جاويد، درصورتى كه مشركان حجاز منقرض شدهاند. و «قيام ناس» مختص به زمانى نيست و دستور هر زمان و مكان است و در هر سال در اين مجمع عمومى بشرى از جمله عبادات مهم است الى الأبد.» 2آرى! اگرچه مشركان حجاز منقرض شدهاند و بتهايشان هم شكسته شد ولى بتهاى بزرگى پيدا شدهاند كه بايد براى شكستن آنها مجهّز شد؛ «مجهز شويد از مركز بتشكنى براى شكستن بتهاى بزرگ كه بهصورت قدرت هاى شيطانى و چپاولگران آدمخوار درآمدهاند.» 3خاستگاه اصلى برائت
برخى از مفسّران هدف از اعلام برائت را «رسيدن به توحيد ناب» مىدانند و از نظر آنان خاستگاه اصلى برائت همان اصل «تولّىٰ و تبرّىٰ» است:
«هدف نهايى ساختن بيتاللّٰه، رسيدن به توحيد است و نيل به توحيد ناب، بدون تبرّىِ تام از هر مشرك و ملحد ميسر نخواهد بود، لذا اعلام اين هدف نهايى بهصورت اعلام تبرى خدا و رسول اكرم از مشركان متبلور شده است و تا انسان در روى زمين زندگى مىكند وظيفه حج و زيارت به عهدۀ اوست و تا مشرك در جهان هست اعلام تبرى از او نيز جزو مهمترين وظيفۀ حج بهشمار مىرود و هيچجايى براى تبرّى از ملحدان مناسبتر از حرم خدا نخواهد بود.» 4يكى ديگر از محققان در اين زمينه مىنويسد: «برائت از ملحدان و مشركان، يكى از دو ركن اساسى توحيد است. نظرى به اصول بنيادين اديان توحيدى نشان مىدهد كه «اعلام برائت از مشركان» جزء لاينفك توحيد است. توحيد، به عنوان اولين اصل و پايه در مكتب انبياى الهى، مركب از دو جزء، «نفى غير خدا» و «اثبات خداى سبحان» مىباشد. (مفاد كريمۀ لا اله الاّ اللّٰه) . . . حقيقت آن است كه اين جوهرۀ يكسانى در مكتب همۀ پيامبران داشته است، چيزى جز «ابراز محبت و ارادت» به حق تعالى و جبهۀ حق و «اعلان