223بغض و انزجار و برائت» از باطل و دشمنان حق نيست. كلمات پيشوايان دينى ما مملو از اين واقعيت است كه سنت اعلان برائت از مشركان همچنان كه تاريخچهاى به درازاى عمر اديان توحيدى دارد، يكى از اركان «توحيد و يكتاپرستى» است.» 1خاستگاه اصلى ديدگاه امام خمينى قدس سره در برائت از مشركان، همان «اصل تولّى و تبرّى» است و ايشان هم اعلام برائت از مشركان را از «اركان توحيدى» مىدانند و مىفرمايند: «مگر تحقّق ديانت، جز اعلام محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا كه خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسّر شود و كدام خانهاى سزاوارتر از كعبه و خانۀ امن و طهارت و ناس كه در آن هرچه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و يا دونصفتى و نامردمى است عملاً و قولاً پشت شود و در تجديد ميثاق «اَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» بت الههها و اربابان متفرقون شكسته شود و خاطرۀ مهمترين و بزرگترين حركت سياسى پيامبر در وَأَذَانٌ مِنْ اللّٰهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ زنده بماند و تكرار شود؛ چرا كه سنت پيامبر و اعلان برائت كهنه شدنى نيست» 2شيوههاى اعلام برائت از مشركين
امام خمينى قدس سره در مورد شيوههاى اعلان برائت از مشركين معتقدند كه هر عصر و زمانى شيوههاى خاص خود را مىطلبد و درواقع چنين نيست كه يك شيوه در هر عصرى كاربرد داشته باشد بلكه با توجه به شرايط و اوضاع و احوال زمانى، بايد شيوۀ خاص آن شرايط را بهكار برد.
«اعلان برائت در هر عصر و زمانى جلوهها و شيوهها و برنامههاى متناسب خود را مىطلبد وبايد ديد كه در هر عصرى، همانند امروز كه سران كفر و شرك همۀ موجوديت توحيد را به خطر انداختهاند و تمامى مظاهر ملّى و فرهنگى، دينى و سياسى ملّتها را بازيچۀ هوسها و شهوتهاى خود نمودهاند، چه بايد كرد؟
آيا بايد در خانهها نشست و با تحليلهاى غلط و اهانت به مقام و منزلت انسانها و القاء و عجز در مسلمانان، عملاً شيطان و شيطانزادگان را تحمل كرد و جامعه را از وصول به خلوص كه غايت كمال و نهايت آمال است، منع كرد و تصور نمود كه مبارزۀ ابراهيم در شكستن بتها پيشقدم و اما در مصاف با ستمگران، صحنۀ مبارزه را ترك كردهاند.» 3