196ايران اختصاص دارد. خود ايشان مىفرمايد:
«ما، سالهاى طولانى است كه دنبال اين هستيم كه مسلمين را با هم، همقدم و همكلام و مجتمع كنيم، براى اينكه تمام گرفتارىهايى كه مسلمين دارند و به دست قدرتهاى اجنبى، آنهايى كه مىخواهند از بلاد مسلمين بهرهگيرى كنند، آنهايى كه مىخواهند ذخاير مسلمين را ببرند، آنهايى كه مىخواهند دولتهاى اسلامى را در زير يوغ سلطنت خودشان قرار بدهند، اينها، كوشش كردهاند خودشان و عُمّالشان به اينكه تفرقه بين مسلمين ايجاد كنند. . . مسلمين بايد يد واحده بر ماسوايشان باشند.» 1با پيروزى انقلاب اسلامى ايران، بهترين فرصت و امكانات، در اختيار امام خمينى قدس سره قرار گرفت تا با پيامها و رهنمودهاى خود و بسيج امكانات و نيروهاى متعهّد، و با بهرهگيرى از بُعد وحدت آفرين حج، زمينۀ تحقّق اين آرزوى ديرينه را فراهم سازند.
مقصود از وحدت
وقتى بحث از وحدت ميان مذاهب مختلف اسلامى مىشود، قبل از هر چيز بايد مقصود از وحدت روشن شود و معلوم گردد كه آيا «وحدت حقيقى» مورد نظر است يا «وحدت صورى و ظاهرى؟» و در صورتىكه حقيقى بودن آن مورد تأييد قرار گرفت، بايد روشن شود كه چه امورى مىتواند مبناى يك وحدت حقيقى قرار گيرد؟
بىترديد، منظور از وحدت، نوعى هماهنگى و اتحاد حقيقى، برپايۀ عقايد و رسوم و يا هدفها و برنامههاى مشترك يا مقولهاى اعم از اين دو است.
براى روشن شدن موضوع، پيش از پيگيرى ديدگاه حضرت امام در اين زمينه، از برخى متون قرآنى و روايى استعانت مىجوييم:
قرآن كريم در باب دعوت اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) به وحدت، خطاب به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى كلمۀ واحدى كه ما و شما بهطور مساوى آن را پذيرفتهايم و آن عبارت است از اينكه جز خدا را بندگى نكنيم و برايش شريك قرار ندهيم و جز خداى يگانه، بعضى از خودمان را مسلّط و صاحب اختيار بربعض ديگر قرار ندهيم.» 2