160گنبد خضرا شكوهى ديگر است
گوئيا با آسمان هم سنگر است
در فضاى مسجد پاك نبى
هر زمان بر جنت المأوى رسى
منبر و محراب در سوى دگر
بسته راهش بهر نسوان سر به سر
عشق در اين صحنه پر جنب و جوش
مىزند بر قلب و جان تو خروش
در مدينه مدفن پاك بتول
حق كند هر نوع عبادت را قبول
گوشههاى شهر ميعاد دل است
در هواى نفس بودن باطل است
هفت مسجد با فضايى پر شكوه
پر توان سازد درون را همچو كوه
در قبا چون بشنوى ذكر خدا
مىشوى از هستى مادى جدا
روح تو همچون كبوتر پر كشد
شعلههاى عشق را در بركشد
مسجد ذوقبلتين از هر درى
مىدهد بر جان نداى برترى
كاى مسلمان سير تو نور خداست
ايدههاى مكتبت پر محتواست
در احد آن شاهدان زندگى
خفته اما در خور تابندگى
اختران شهر شبهاى وجود
بهر اسلامند اينان تار و پود