95خزاين آنها را به غارت بردند و اين مرتبه، دومين استيلاء اين جماعت است بر حرمين، چنانچه مرتبۀ اول تقريباً يكصد و بيست و هفت سال قبل بود كه ابتداى ظهور اين مردود و خروج اين زنادقه و مطابق بود با سنه 1217، و در آن سالها به عراق نيز مستولى شده و در حاير مقدسه (على مشرفها السلام) سفك دماء و اهانت نمودند. سيد مرحوم محقق عاملى كاظمى، شارح قواعد در بعضى مواضع اين كتاب اشاره به ابتلاى خود در آن عصر نمودهاند. 1مورخين در ضمن ضبط حوادث آن سالها، وقايع فجيعۀ اين فتنه را مشروحاً ضبط كردهاند، مانند جبروتى و ملطبرون نصرانى و احمد بن زينى دحلان در فتوحات و غيرهم. از آن جمله از جبروتى در «عجائب الأثار» نقل شد كه وهّابى آنچه در حرم نبوى و حجرۀ مقدسه بود از ذخاير و جواهر، به غارت برد و امر به سوختن محمل مصريان نمود. و نيز در ضمن حادثه سنه 1223 نقل شد كه گفت:
«ويقال: إنّه ملأ الوهّابي أربعة صناديقٍ من الجواهر المحلّاة بالألماس والياقوت العظيمة القدر ومن ذلك أربع شَمعدانٰات من الزمرد وبدل الشمعة قطعة ألماس تضيء في الظّلّام ونحو مائة سيفٍ لا تقوم قرٰابٰاتهٰا مُلَبَّسَةً بالذهب الخالص ومنزل عليها ألماس، وياقوتٍ ونصٰابها من الزّمرد واليَشْم ونحو ذلكونَصْلها من الحديد الموصوف وعليها اَسْمٰاءُ الملوك والخلفاء السالفين» .
و عجب آنكه اين صدمات و نهب و خرابى به شبهه دين و ديانت آوردهاند؛ چنانچه زيارات و توسلات و استشفاعات به ضرايح مقدسه را عبادت قبور و شرك و منافى توحيد شمردهاند. و اين مذهب ابنتيميّۀ ملحد، و اين شراره از تبعات الحاد او است كه آن ملعون عاقبت به پاداش آتش عقوبات كفريات و زندقه خود در حبس سلطان بِمُرد و زمين از لوث كثافت بدعتهاى او پاك گرديد. گرچه وقت اشرف است از ذكر شبهات و خرافات اين گروه ولى چون اين خرابى به اركان دين اسلام به شبهۀ ديانت و انتحال به كلمۀ اسلاميّه وارد آورده و شرك را به اسم توحيد اظهار داشتهاند و عجبتر آنكه از علماى مدينه و رَقّه 2فتوا و حكم براى اين جرئت و جسارت به قوّت و سلطۀ قاهريّه خود گرفتهاند، غافل از اينكه اينجا مقام تقيّه نيست، و از عهدۀ مسؤليّت بيرون نيستند، لاجرم در اين مقام به اشاره مختصر از شبهه اين جماعت و توضيح جواب آن ناچارم.