96
[
عمدۀ شبهات اين جماعت و جواب از آن
]
پس مىگويم: اوّلاً:
معنى عبادت، نهايت خضوع عبد است از براى معبود؛ يعنى اقامه به وظايف مخصوصۀ منصوبه با اعتقاد به الوهيت و قصد امتثال امر او و اطاعت فرمان او است. پس به اين بيان واضح مىشود مدخليت امتثال امر و قصد الوهيت در معنى عبادت. پس هر خضوعى عبادت نيست، چنانچه هر قسمى از اقسام عبادات مجعوله از نماز و روزه و غيرها، كه داعى امر و امتثال در او نيست، همۀ اينها تشريع و بدعت است، نه عبادت، اما هر خضوعى كه موافق امر و امتثال فرمان الهى است، خالص و محض عبادت او است؛ اگرچه به ظاهر تعظيم غير او است، مثل امر ملائكه به سجدۀ آدم، و امر بنىاسرائيل به سجده و تعظيمِ باب حطه، و امر نبىّ به تعظيم مؤمنين، 1و امر مؤمنين به تعظيم والدين و غيرها و همچنين است مدخليت قصد الوهيت چنانكه خضوع ولد نسبت به والد يا مملوك، و رعيت نسبت به مالك، يا خضوع جاهل نسبت به عالم، و شاگرد براى استاد، هيچ يك عبادت نيست و نخواهد بود قطعاً. ولكن خضوع مجوس براى آتش و عبده اصنام براى صنم و عبده شمس و قمر و نجوم و نحوهم براى آنها همه عبادت است؛ زيرا كه دانستى قصد الوهيت و معبوديت در معنى عبادت و عبوديت منطوى و متضمن است.
پس نه هر خضوعى و انقيادى شرك و نه هر تعظيمى عبادت است، والا مىبايستى امر كردن پروردگار بندگان را در قرآن به خضوع والدين براى تعظيم آنها در كريمۀ وَاخْفِضْ لَهُمٰا جَناحَ الذُّلّ مِنَ الرحمة 2و امر به خضوع نبىّ خود را براى تعظيم مؤمنين در كريمۀ واخْفض جَناحَكَ لمن اتَّبَعَكَ من المؤمنين 3و امر به تعظيم مقام ابراهيم در كريمۀ واتّخذوا من مَقٰامِ إبراهيم مصلّى 4و هم امر به مطلق تعظيم شعائراللّه در آيۀ «حجّ» و غير ذلك، امر به شرك باشد، و هم سجده براى يوسف در آيۀ رَأيْتُهُم لي سٰاجدين، 5و هم سجدۀ يعقوب و برادران يوسف براى تعظيم يوسف در كريمۀ وَرَفَعَ أبَوَيْه عَلَى العرش وَخَرُّوا لَه سُجَّداً 6هر آينه سجدۀ شرك باشد، يا العياذباللّٰه امر كردن پروردگار، ملائكه را به سجدۀ آدم، امر به عبوديت و پرستش آدم، يا امر كردن بنىاسرائيل را به سجده و تعظيم باب حطّه، همۀ اينها امر به شرك باشد، و حال آنكه خودشان هم اين نسبت [ را ] به خدا محال دانند و نمىتوانند گفت. با وجود تحذير از تشريك، در آيات و امر به تخليص عبادات،