104في الكناية، فإن من أرشد غيره على الوجه الصّواب يقول له: ينبغي أن تأتي الأمر من بابه وفي ضدّه يقال: إنّه ذهَب إلى الشَّىء من غير بابه. قال اللّه تعالى فَنَبَذُوهُ وَرٰاءَ ظُهُورهم 1وقال واتخذتُموهُ وَرٰائِكُم ظِهْرِيّاً، 2فَلَمّا كٰانَ هذٰا طريقاً مشهوراً معتاداً في الكنايات، ذكره اللّه تعالى هٰاهُنا. انتهى كلامه» .
پس آيۀ كريمه كنايه از تمسك و توسل به امام است در طريق الهى و ايشاناند ابواب معرفةاللّه و صراط مستقيم.
[
جواب از التباس و قياس به عبدۀ اصنام
]
و اين چه مغالطۀ واضحه و تمويه باطل است كه براى پيشرفت مقاصد باطلۀ خود نماز و قرائت قرآن و عبادت پروردگار را در مقامات مشرّفه و مشاهد منوّره، عبادت قبور خوانند و به سوءظن و افترا و بدون فحص از ضماير و نيّات كه عمدۀ اركان عبادات است، اضلال جاهلين و مستضعفين نمايند و رمى كنند مسلمين و مؤمنين را به شرك و خلاف توحيد؛ و حال آنكه اين تشريف و توسل و امتثال، همانا خود حقيقت توحيد پروردگار و تخليص عبوديت آن جناب است، چنانچه بيان آن گذشت.
ديگر آنكه: اين چه تلبيس و مغالطه است كه قياس كردند نذورات و هدايا بر انبيا و اوليا صالحين و هم ذبائح و قرابين مسلمانان را، به عبدۀ اصنام، كه اضلالى است آشكارا و بهتان و افترايى است عظيم؟ ! اينك كتب فقهيّه و احكام شرعيّه ما از مطبوع و غير مطبوع، فضاى عالم را پر كرده، موجود است، كه از ضروريات احكام دين اسلام و مذهب مقدس است اينكه؛ نذر منعقد نمىگردد مگر مخصوص پروردگار و نه قربانىها و ذبايح، مگر به اسم كردگار و هر يك از اين دو امر بايد مصدّر به اسم «اللّه» و مقرون و مختص به «لاٰم» اختصاص باشد، چنانچه اين يك به انشاء كلمۀ «لِلّه عَلَيَّ كذا» ، و آن يك بعد از استقبال قبله، به كلمۀ «بسم اللّه» و «وجّهت وجهي لِلّه» يا «للذى فَطَر السموات والأرض» بايد تمام شود.
و اما نسبتش به نبىّ و ائمه و ولىّ، از اين باب است كه به نيابت از آنها و ارجاع ثواب آن براى آنها است. يا اينكه به وسيلۀ هديه كردن اين صدقه، التماس دعا و شفاعت قضاء حوايج خود از پروردگار به آبروى ايشان مسألت نمايند. يا اولويت مصرف آن منذور بر صلحا و فقرا و