31شده است.
دو. چون احدى مالك كعبه نيست و از هر سلطه و سلطنتى آزاد است، 1«عتيق» ناميده مىشود؛ چنانكه مملوك با «عتق» از سلطۀ ارباب و مالك آزاد مىگردد، كعبه نيز از سلطه هر مالك و سلطانى آزاد است. به روايتى از ابوحمزه ثمالى در اين زمينه (كه عهدهدار تبيين هر دو معنا از «عتيق» است) ، توجه نماييد.
مىگويد: در مسجدالحرام، به خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم؛ عرض كردم:
«به چه دليل خانۀ كعبه را عتيق ناميدهاند؟ حضرت فرمود: چون هيچ خانهاى نيست كه خداوند آن را بر روى زمين نهاده باشد، مگر اينكه صاحبى و ساكنانى دارد، جز اين خانه. اين خانه، صاحبى جز خداى عزّوجلندارد و لذا حرّ و آزاد است. سپس حضرت فرمود: خداى عزوجل، قبل از زمين، آن را آفريد؛ سپس زمين را خلق كرد و از زير آن خانه، زمين را گسترانيد.» 2از اين رو، جز آزادگان بر گرد آن نمىچرخند؛ آزادگانِ از هر سلطۀ درونى و بيرونى! اساساً كعبه مركزى است تا انسانها خود را از سلطۀ طاغوتهاى بيرونى و درونى، آزاد كنند. تنها «احرار» شايستگى طواف بر بيت عتيق و حرّ (نمادِ آزادى و آزادگى) را دارند. همانطور كه نماز، آدمى را از فحشا و منكر باز مىدارد، طواف نيز آدمى را از شرك ورقيّت وظلمپذيرى مىرهاند؛ چراكه انسان، مأموراست برگرد «بيتعتيق» طواف كند: وَلِيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِاْلعَتِيق. 3
از اين بيان لطيف بر مىآيد كه خانهاى كه مملوّ از بتهاى چوپى و سنگى باشد و يا در محاصرۀ مشركان و ملحدان و يا مستكبران و ستمگران باشد، «عتيق» نيست. با شكستن بتهاى درون كعبه و شكستن ابهت و قدرت مستكبران و مشركان و قطع ايادى آنان از اين پايگاه توحيد، بيتاللّٰه الحرام «عتيق» خواهد شد، آنگاه طواف بر آن، «طواف بر بيت عتيق» خواهد بود و در انديشه و روان و زندگى مادى و معنوى طوافكننده، اثر خواهد گذاشت.
چگونه ممكن است «فضاى كعبه» پر از بتها و «اختيار كعبه» (و حتّى حفظ امنيت سرزمين وحى) به دست بيگانگان باشد و زائران آن، مدّعى «طواف بر بيت عتيق» باشند؟ ! از همين رو، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در سال نهم هجرى با صلاى «برائت از مشركان» زمينۀ فتح مكّه را فراهم نمود و بتهاى كعبه را يكى پس از ديگرى شست و