19يا پنجم هجرى گفته و مثابة را مرجع؛ يعنى جاى بازگشت، و قيل: مجمعا معنى كرده است، ابوالبقاء عكبرى (متوفاى سال 616 ه.) در كتاب «التبيان فى اعراب القرآن» و كتاب 1«املاء ما منّ به الرحمن. . .» نوشته است. 2شيخ محمد عبده 3«بيتاللّٰه» را نعمت بزرگى براى مسلمانان دانسته و ضمن اين كه آن جا را مأمنى دانسته، «مرجعاً لِلنّاسِ وَ يَقصُدُونَهُ» هم مىداند و مىافزايد كه لفظ «مثابة» ، متضمّن معناى زيارت و ثواب هم هست.
مرحوم طالقانى از عبارت «مثابة للناس» چنين استنباط كرده است كه توجه به چنين خانه بايد فطرت حق جويى و عدل را بيدار سازد و انگيزۀ تعالى خواهى را كه از خواستههاى فطرى آدمى است، در انسان زنده كند وكلمۀ «للنّاس» هم قيام به وظايف انسانى را در آدمى بر مىانگيزاند و به انسان ها ياد مىدهد كه براى خدا بپا خيزند و در كعبه اعلام كلمۀ حق كنند و به خدا تقرّب جويند. 4و خلاصه اين كه از كلمۀ «مثابة للنّاس» به قول سيد قطب چنين استنباط مىشود كه خداى بزرگ بيتاللّٰه را براى همۀ مردم ( \ ناس) محلّ عبادت قرار داد تا در آن جا به خدا رو كنند و بهتدريج از خودپرستى و سودجويى و برترى طلبى به در آيند 5و با انديشههاى بلند ابراهيم آشنا شوند و كسانى هم كه به نام وارثان ابراهيم روى اين خانه دست گذاشتهاند، بايد بدانند كه اين خانه نمازگاه و پناهگاه همۀ مردم است و ويژۀ گروه و طايفۀ خاصّى نيست و وارثان حق ندارند كه ديگران را از آن باز دارند؛ زيرا اين خانه، بيت اللّٰه است و به قول سيد قطب نه «بيت أحد من الناس!» 6ابو يحيى محمد بن صمادح التجيبى (متوفاى سال 419 ه.) نوشته است. 7«المثابة والمثاب واحد و هو المعاد والمرجع يؤتى فى كلّ عام» .
جلالالدين سيوطى (متوّفاى سال 911 ه.) همين مطلب را با بيانى روشنتر نوشته است: «مثابة، اسم مكان است از ثاب: اذا رجع؛ لانّ الناس يرجعون اليه عاما بعد عام» . 8فاضل مقداد، نوشته است: 9«مثابة» از فعل «ثاب» يعنى رجع است و در اين جا مفعول دوم فعل «جعلنا» است و مصدر مىباشد و استحباب تكرار حج از كلمۀ «مثابه» يعنى مرجعا، كه مفهوم رجوع دارد و به اصطلاح «يقتضى العود الى ماكان عليه» ، استنباط مىگردد.
نويسندۀ كتاب «أقصى البيان فىآيات الأحكام» نيز گفته است: 10