68«براى جلوگيرى از هدر رفتن و اسراف اين نعمت خدا و رعايت ترتيب ميان اعمال روز عيد در منا، لازم است حجاج محترم هنگام حركت از وطن يا با تلفن به يكى از اعضاى خانواده و يا فاميل خود وكالت دهند كه روز عيد قربان در ساعت معين گوسفندى يا گاو و. . . را به نيت قربانى ذبح نموده و گوشت آن را ميان مستمندان تقسيم كنند و حجاج در روز عيد پس از اطمينان از ذبح، حلق يا تقصير نمايند.» 1در حالى كه فتوا اصلاً اين نيست و به هيچ وجه هماهنگى با دوستان يا خويشان در وطن لازم دانسته نشده بلكه به عدم وجوب آن تصريح شده است، پس چگونه نويسنده چنين برداشتى كرده؟ ! عين عبارت قسمت مورد نظر از فتوا اين است:
«والاولى في صورةالامكان التنسيق والاتفاق مع بعض الاهل و الاصدقاء للذبح يومالأضحى فيالوطن لكىتصرف لحمها فىٖمصارفها والتقصير بعده لكن هذا ليس بواجب لانّه يوجب العسر والحرج على كثير منالحجاج.» 2
نويسنده باخود چنيناستدلال كرده كه بر اساس اين فتوا اگر چه امكان اطعام مستمندان از گوشت قربانى وجود دارد ولى حاجى خود نخواهد توانست از گوشت قربانى خويش بخورد؛ چرا كه او در سرزمين حجاز است و قربانيش در وطن و در نتيجه به اين صورت يك كار مستحب، كه خوردن حاجى از گوشت قربانى باشد، ترك مىشود در حالى كه اگر همين قربانى در مكانهاى متصل به منا ذبح شود انجام اين كار مستحب (يعنى خوردن حاجى از گوشت قربانيش) نيز امكان پذير خواهد شد، بنابراين لازم است قربانى در همان مكانهاى متصل به منا ذبح شود تا امكان عمل به اين استحباب شرعى فراهم گردد. اين نهايت بيانىاست كه مىتوان به نفع نويسنده و درجهت تتميم استدلال ناتمام او ارائه داد.
ليكنواضح استكهحتى با اين بيان و پذيرش فتوا به شكلى كه نويسنده نقل كرده است، نيز مدعاى ايشان اثبات نمىشود؛ زيرا از ديدگاه صاحب نظريۀ مورد بحث همچون بسيارى ديگرازفقها، خوردن حاجى از گوشت قربانى خود مستحب است نه واجب 3وبديهىاستكه براى انجام يك كار غير واجب نمىتوان ذبح قربانى در مكانهاى متصل به منا را واجب دانست.
بلى، حداكثر اين است كه ذبح قربانى در مكانهاى مزبور، اولويّت پيدا مىكند و چنانكه پيش از اين گفتيم صاحب نظريۀ مورد بحث ما خود به اين اولويت تصريح كرده، فرمودهاست: