67جمعى انجام شود و چه به صورت فردى، همانگونه كه ديگر مصاديق شعائراللّٰه نيز همنيطور است. در نتيجه حتى اگر شخصى به طور فرادىٰ در وطنش قربانى خودرا ذبح كند باز اطلاق نام شعائراللّٰه بر آن صحيح خواهد بود؛ زيرا موجب ياد آور شدن خداوند بوده، بيننده را به ياد خدا مىاندازد.
ج - استناد به آيه شريفۀ:
فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع والمعتر
1
به اين بيان كه:
«معناى آيه اين است كه قربانى به گونهاى باشد كه امكان خوراندن و خوردن خود حاجى وجود داشته باشد (به نحو وجوب يا استحباب) و اين اقتضا مىكند كه ذبح اگر در خود منا هم امكان نداشت در خارج منا، منتهاى متصل به منا انجام بگيرد تا امكان خوردن و خوراندن آن فراهم گردد.» 2نقد و بررسى: نويسنده در اين استدلال چنين پنداشته كه چون خوردن حاجى از گوشت قربانى و اطعام آن به ديگران، فقط در صورتى امكان پذير است كه ذبح در مكانهاى متصل به منا انجام شود و در جاى ديگر؛ مانند وطن چنين امكانى نيست. بنابراين، بر حجاج لازم است قربانى خود را در مكانهاى متصل به منا ذبح نمايند.
به نظر مىرسد كه اين دليل نيازى به نقد يا پاسخ ندارد؛ زيرا واضح است كه خوردن و اطعام از گوشت قربانى در وطن نيز به راحتى امكان پذير است؛ به اين صورت كه حاجى بعد از بازگشت از حج، در وطن خود قربانيش را ذبح كرده، آن را در موارد لازم و ويژه، مصرف نمايد. ليكن گويا نويسنده برداشت ديگرى از فتواى مورد بحث داشته و همان برداشت ناصواب او را به استنتاجى اشتباه افكنده است.
توضيح اينكه: ايشان چنين تصور كردهكه بر اساس فتواى مورد بحث بر شخص حاجى واجباست با دوستان يا خويشان خود بهگونهاى برنامه ريزى كند كه آنها در همان روز عيد قربان در ساعت معين، اضحيهاى را از سوى حاجى در وطنش ذبح كرده، گوشت آن را ميان مستمندان تقسيم كنند و آنگاه حاجى پس از اطمينان از ذبح آنها، حلق يا تقصيرنمايد.
شاهد بر اين مطلب آن است كه نويسنده در ابتداى بررسى فتواى مورد بحث، آن را به صورتى كاملاً اشتباه نقل كرده و چنين نوشته است: