107
(و كلَّ ما أتى خالد من قبل مَيْسَرَةِالنبى - صلى اللّٰه عليه
[ وآله ] وسلّم - ليحوزحتى يأتى منقبل السَّفح فيردّه الرمات حتى فعلوا ذلك مراراً) .
به احتمال زياد خالد از ابتدا در جنوب رمات، به فاصلهاى قابل توجه، در كمين بوده، آنگاه به سمت شرق رفته، كوه رمات را دور زده و از سفح جبل؛ يعنى درست از پايين كوه احد يا به عبارتى دامنۀ احد، به مسلمانان حمله كرده است. به هر روى جاى ترديد نيست كه خالد قصد دور زدن كوه رمات را از پايين به بالا داشته تا از دامنۀ احد، از پشت، بر مسلمانان يورش ببرد و چنين كرد.
مسير رسول خدا - ص - پس از پايان جنگ
زمانى كه نيروهاى دشمن بر سپاه اسلام حمله كردند، مسلمانان متفرق شدند.
رسول خدا - ص - از اهداف اصلى مشركان بود، اما به دليل پوشيده بودن صورت آن حضرت كسى ايشان را نشناخت. شمارى از مسلمانان كه مراقب رسول خدا بودند، از جمله على - ع - و ابودجانه، از رسول خدا - ص - فاصله نمىگرفتند و همراه آن حضرت به سوى احد و به سمت داخل شعب حركت كردند. مشركانِ سرمست از پيروزى، در آن لحظه به داخل شعب نيامدند و تنها در همان فضاى دشت گونه منطقۀ جرف به تعقيب مسلمانان فرارى، مُثله كردن شهدا و احياناً جمع آورى غنائم پرداختند. در اين كه رسول خدا - ص - داخل شعب شدهاند كمترين ترديدى وجود ندارد.
اين همان شعبى است كه برخى مبلغان كاروانها، در سرمزار حمزه، از دور به عنوان شكاف كوه يا تنگهاى كه دشمن از آن عبور كرده، نشان مىدهند!
زمانى كه يكى از مشركان با به شهادت رساندن مصعب، گمان كرده بود پيامبر - ص - را كشته و خبر قتل آن حضرت در ميان مشركان شايع شد، ابو سفيان از خالد در اين باره پرسيد. خالد كه گويا متوجه ورود رسول خدا - ص - به شعب شده بود، به ابو سفيان گفت: «رأيته أقْبَلَ فى نفر من أصحابه مصعدين فى الجبل» ؛ «او را ديدم كه همراه شمارى از اصحابش بالاى كوه مىرفت.» 1كعببن مالك مىگويد: وقتى مردم متفرق شدند، من نخستين كسى بودم كه رسول خدا - ص - را شناختم و به مؤمنان بشارت زنده بودن او را دادم. كعب گويد: من در آن لحظه در شعب بودم و رسول خدا - ص - اشاره كرد كه ساكت شو 2(و