106آمده است. اين خبر نشان آن است كه نسطاس از ميانۀ دشتِ برابر احد، از سمت شمال خود و برابر رمات از سمت شرق، شاهد همۀ صحنه در حمله لشكر مشركان بوده است.
زمان اين تحول و دگرگونى، در سرنوشت جنگ، به قدرى كوتاه بوده كه مسلمانان مشغول جمعآورى غنائم بودهاند و هنوز اشيائى در دستشان بوده و تنها چند دقيقه بعد اوضاع عوض شده است. اساساً فرض اين كه سپاه قريش طول 6 كيلومترى احد را كه رفت و برگشت آن 12 كيلومتر مىشود دور زده باشد، با وجود اين قبيل اخبار، فرض نادرستى است.
ابوالنمر كنانى مىگويد: روز احد ما (مشركان) فرار كرديم و اصحاب محمد [ ص ] به غارت قرارگاه و لشكر ما پرداختند.
من به حدى رفتم كه پايم به كوه جماد (در قسمت غربى ميدان جنگ) رسيد در آن لحظه بود كه لشكر ما بر مسلمانان حمله كرد. 1رافع بن خُدَيج مىگويد: وقتى تير اندازان پايين آمدند و تنها عدهاى باقى ماندند، خالد بن وليد به كوه «رمات» نگاه كرد و ديد كسان اندكى بر آنند. پس به سرعت با لشكر حمله برد و عكرمة بن ابى جهل هم دنبالش رفت. آنها بر چند تنِ باقى مانده حمله كردند. افراد تيرانداز باقىمانده، تير اندازى كردند تا همه كشته شدند. 2اين نقل نيز حكايت از آن دارد كه خالد كوه رمات را مشاهده مىكرده و مراقب بوده تا فرصتى پيش آيد. در لحظهاى كه 40 تن از رمات پايين رفتند او حمله كرده و همۀ اين كارها برق آسا انجام شده است. اين خبر همچنين نشان مىدهد كه خالد از كنار رمات رد شده و افراد باقى مانده را از ميان برده است.
ابن عباس هم مىگويد: «فلما أخل الرماة تلك الخلّة، التى كانو فيها، دخلت الخيل من ذلك الموضع على أصحاب النبى [ ص ] .» 3واقدى در خبر ديگر آورده است كه خالد هر بار مىكوشيد تا از قسمت چپ پيامبر - يعنى همان سمت جبل رمات - عبور كند يا از پايين [ سَفْح ] كوه (احد) حمله كند، ليكن تيراندازان مانع او مىشدند. اين كار چند بار تكرار شد كه مسلمانان جلوى نفوذ آنان را گرفتند. 4اين عبارت به خوبى اشاره دارد كه خالد بنا داشته تا از قسمت چپ سپاه اسلام گذشته و رمات را دور بزند و از پيش قصد حمله از پايين كوه احد را داشته است