92تعدادى خانوار تبار ايرانى و تاتارى و بخارى و كردى و افغانى و از ديگر كشورهاى اسلامى داشتهاند نيز زندگى مىكردهاند.
ليكن قديميترين نژاد مكى، كه تا اين زمان در مكه ساكن هستند، خانوادۀ شرفا مىباشند. اين خانوادۀ اصيل كه از دو تيرۀ حسنى و حُسينى تشكيل يافتهاند، نسب آنان به حضرت على بن ابىطالب - ع - مىرسد.
بورخارت در بخشى از سفرنامۀ خود به توصيف چهره و شكل و شمايل شرفا در حجاز و بيرون آن پرداخته و مىگويد بيشتر چهرههاى آنان دلنشين و تا حدودى به اعراب بدوى شباهت دارد، بويژه از جهت شكل چشم، بينى و گونه. دربارۀ پوشش و لباس اهالى مكه نيز به تفصيل سخن رانده، مىگويد: بيشتر خانوادههاى متوسط و متمكّن مكّى داراى غلامند و آنگاه متعرض «حكم برده در اسلام» شده و معتقد است علت اساسى براى عدم الغاى بردگى از سوى پيامبر - ص - آن است كه آن حضرت تجارت برده را در جزيرةالعرب بگونهاى مستحكم و پابرجا يافت كه تلاشى براى لغو آن ننمود و از اين رو اين تجارت روز به روز گستردهتر شده و سرتاسر شمال آفريقا را - با تمام وحشىگريها و قساوتهاى خود - فرا گرفت. 1بورخارت سپس به وضعيت كنيزان حبشى و چگونگى ازدواج با آنان پرداخته، مىگويد: از برخى از آرايشگران و طبيبان شنيده است كه پديدۀ سقط جنين در مكه فراوان است و مردم براى اين كار از داروى «تخم بلسم» يارى مىجويند.
وى آنگاه به وضعيت اقتصادى مردم مكه پرداخته و به شرح مقدار پولى كه حجاج همه ساله در مكه خرج مىكنند اشاره مىكند و از عوارض پولدارى، كه يكى از آنها شيوع شرابخوارى است، سخن مىراند و مىگويد قداست اين شهر مقدس و احكام شريعت مستحكم اسلام هيچكدام نتوانستهاند مانعى در برابر شرابخوارى و ديگر هرزگيهاى مكّيان گردند. و مىگويد همواره ناوگان و كشتيهاى هندى (و به تعبير صحيحتر انگليسى) مقدار زيادى شراب را در بشكههاى بزرگ به مكه حمل كرده، و اين مايع مسكر را مكّيان پس از مخلوط كردن با شكر و عصارۀ دارچين كه به نام «ماء الدارجينى» شهرت دارد مىنوشند و عادت شرابخوارى را مىتوان در ميان شرفاى مكه و جدّه و بازرگانان متموّل