91است، مىپردازد و مىگويد: رفتن به درون كعبه و زيارت آن هيچ الزام و وجوب شرعى نداشته و بسيارى از حجاج در حالى مكه را ترك مىكنند كه پاى به درون كعبه نگذاشتهاند. بورخارت دوبار توانسته است به درون كعبه داخل شود؛ يكى در روز 15 ذىقعده و ديگرى در روز 10 محرمالحرام، و در دوّمين بار او شاهد بود كه پردههاى جديدى كه محمد على پاشا آنها را از قاهره فرستاده به ديوارهاى درون كعبه آويزان كردهاند و مىگويد پردهها از پارچههاى گرانقيمتى بودند و بافت آنها ظريفتر از بافت پردۀ سياهى است كه بيرون كعبه را مىپوشاند. اما پردۀ قديمى كه 20 سال از عمر آن مىگذشت را پس از قطعه قطعه كردن به حجاج متمكّن، به قيمت دو قطعۀ چند سانتيمترى به يك ريال فروختند. و در برابر دروازۀ بابالسلام انبارى است كه در آن قطعههايى از پرده درون و بيرون كعبه فروخته مىشود، و در همين انبار عكسهايى از مكه و مدينه كه بر روى پارچه و يا قطعات چوب نقش بسته شده است فروخته مىشود، و بورخارت از اين فروشگاه يك قطعه عكس و چند بطرى آب زمزم خريدارى كرده است.
نگاهى به تحليل بورخارت از ساكنين مكه
بورخارت در سفرنامۀ خود بيش از 70 صفحۀ آن را به بررسى و گزارش وضعيت اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى و طبقات جامعۀ ساكن مكه اختصاص داده است كه ما فشردۀ آن را ارائه مىدهيم:
او مىگويد آنچه دربارۀ شهروندان كنونى مكه مىتوان گفت آن است كه همگى بيگانگان و غريبانى هستند كه به مكه هجرت كرده و در آن سكونت گزيدهاند، اما قبائل گوناگون قريش كه پيشتر در آن بودهاند، امروزه به علت هجرت و از هم پاشيدگىشان، ديگر اثرى از آنان در مكه نمىتوان يافت، ليكن در حومۀ مكه و شهركهاى اطراف آن مىتوان برخى از ساكنين اصلى - و بويژه قبائل بدوى - آن را يافت و آن گونه كه بورخارت مىگويد، در شهر مكه تنها سه خانوادۀ قريشى وجود داشته كه بزرگ يكى از اين خانوادهها منصب «نائب الحرم» را عهدهدار بوده است، اما بيشتر مردمان ساكن در مكه از اهالى يمن و حضرموت بوده و پس از اينها گروههايى از مردمان هند، مصر، سوريه، مغرب و تركها بودهاند. افزون بر اينها