74سال سى و نهم، تقريباً يكسال قبل از شهادت آن حضرت.
بهتر است مطلب را از مورّخان معتبر؛ از جمله طبرى 1بشنويم كه در ضمن بيان مشروح حملات و غاراتى كه در سال سى و نه، در نقاط مختلف عراق واقع گرديده، حمله و شكست ضحاك بن قيس را هم مشروحاً آورده است و به مناسبت تطبيق بعضى از مطالب او با متن نامه، امير مؤمنان - ع - و بعضى از مطالبى كه مىتواند توضيح بر برخى از جملات نامۀ آن حضرت باشد، گزيدهاى از گفتار او را در اينجا نقل مىكنم:
او مىگويد: «ثم دخلت سنة تسع و ثلاثين» و دربارۀ حوادث مهم سال سى و نه مىگويد: «تفرق معاوية جيوشه فى اطراف على» آنگاه فرماندهانى را كه از سوى معاويه براى حمله و غارت به نقاط مختلف عراق اعزام شده بودند، به ترتيب نام مىبرد؛ مانند: نعمان بن بشير، سفيان بن عوف، بسر بن ارطاة و. . .
تعداد نيروهاى تحت فرماندهى و منطقۀ عمليات و جزئيات اقدامات هر يك از آنان را مشروحاً ذكر مىكند و دربارۀ ضحاك بن قيس مىگويد: از جمله افرادى كه معاويه به عراق اعزام نمود، ضحاك بن قيس بود. معاويه با قرار دادن سه هزار نفر در تحت فرماندهى وى، به او دستور داد از قسمتهاى پايين واقصه حركت كند و از اعراب چادرنشين منطقه به هر كسى كه پيرو على بن ابيطالب است حمله كند كه او نيز طبق دستور در آن مسير به هر كس رسيد اموالش را غارت نمود و خودش را به قتل رسانيد تا بقطقطانه وارد شد.
چون اين خبر به على - ع - رسيد چهار هزار نفر را به فرماندهى حجر بن عدى براى سركوبى او گسيل داشت در ميان آنان زد و خوردى درگرفت و از نيروهاى ضحاك نوزده نفر كشته شد و چون شب فرا رسيد ضحاك و نيروهايش فرار كردند و حجر به كوفه بازگشت.
بر اين اساس و با اين شواهد مىتوان بطور قطع ادعا نمود كه مكاتبۀ عقيل با امير مؤمنان در چه سالى انجام گرفته است.
نكات متن نامه
در متن نامۀ عقيل بن ابيطالب كه به صورت يك سند مهم و محكم بيادگار مانده، دو نكته قابل توجه است: