187وقتى چيزى مىنويسيم، آنچه اهميت دارد خواننده است و وقتى صحبت مىكنيم شنونده مهم است و هر وقت پيامى ارسال مىگردد - خواه كلامى يا غير كلامى - گيرنده است كه با دقت و دريافت و تفسير وعكس العمل خود، ارسال پيامى را و ظرفيت و كيفيت و تأثير آن را نشان مىدهد.
در حج، گيرنده پيام «ناس» است و خطاب به همه انسانها است. هر چند وسعت مفهومى كلمه «ناس» شامل كليه آحاد مىباشد ولى بنابر شاخصههاى مذكور در آيات مربوطه، گيرنده پيام، ناسى خواهد بود كه از ويژگيهاى خاصى برخوردار باشد.
ناس مأنوس ونه ناس نسناس. ناسى كه با خدا و خلق خدا و خويشتن خويش مأنوس است.
ناسى كه از انس مايه دارد، سزاوار اعتكاف در بيت ربّ است ولى ناسى كه از نسيان بهره گرفته، در خور فراموشخانه است.
خلاصه، ناس با ولايت، ناس با برائت، ناس با جمعيت، ناس با طهارت، ناس مستطيع و مقاوم، گيرنده پيام عظيم و عزيز حج مىباشد.
ذيلا به بعضى از موارد كلمه «ناس» كه در آيات مربوط به حج ذكر شده توجه مىكنيم:
از لب زمزم شنو اين زمزمه
كزنم ما زنده دلند اين همه
الف: ناس پناهنده به ربّ و امنيت طلب و مقاوم وطاهر كه فرموده است: «و اذ جعلنا البيت مثابهً للناس و امنا و اتخذوا من مقام ابراهيم مصلى و عهدنا الى ابراهيم و اسماعيل أن طهّرا بيتى للطائفين و العاكفين و الركّع السّجود! .» 1
كلمه «مثابه» مشعر بر آن است كه نيل به ثواب و اجر، فقط در اين مكان حاصل مىشود و اينجا مكان رجوع براى كسب جزا است و صاحب بيت، ثوب و جامه اى به حاجى مىپوشاند كه در خور لطف خداوندى است و آمدن به اينجا نائل شدن به ثوب و ثوابى است كه نمىتوان توصيف كرد و خلاصه: حج تعيين ثواب است. و به همين جهت «مثابة للناس» فرمود و نفرمود «مثابة الناس» چرا كه بهره و سودى است كه خداوند به انسان بخشيده و نه فقط بازگشتگاهى كه انسان مىطلبد و از اين روى بزرگان و عرفاى اسلامى با استفاده از همين اشاره كه در آيه است، استنباط مىكنند كه حج به دعوت حق بيشتر است نه با همت و