150يكديگر دامن مىزند كه بايد بسيار هشيار باشيم.
ما كه همه در يك موسم به حج آمديم، و بر گردِ يك كعبه طواف مىكنيم و با يك قرآن، همگى سر و كار داريم و به سوى يك قبله نماز مىگزاريم و مىكوشيم كه از سنت يك پيامبر پيروى كنيم و بسترهاىِ مشترك ما با يكديگر به قدرى زياد و پر شمول است كه اختلاف در پارهاى از مسائل در كنار آن ناچيز مىنمايد و شما كه به اهلالبيت - عليهمالسلام - فزون از اندازۀ عادى همانند ما ارج مىنهيد؛ پس اين اختلافى كه سر از كينه و عداوت به يكديگر برمىآورد از كجاست؟ به عقيدۀ من اختلافى اين چنين از آغاز ظهور اسلام ريشه در دشمنى دشمنان اسلام دارد و هم اكنون هم مانند گذشته معاندان و بدخواهانِ اسلام دانسته و خواسته به اين تفرقه دامن مىزنند كه مبادا مسلمين با اتحاد و همبستگى با يكديگر، قدرتى شگرف و شكستناپذير به هم رسانند، و دنياى كفر را سركوب سازند، و مآلاً فتنه و شرك از ميان جوامع بشرى برخيزد. دشمنان اسلام از چنين روزگارى بيمناك بوده و هستند، لذا از هر وسيله براى تفرقۀ مسلمانان بهره جسته، و هماكنون هم براى جدايى و خصومتِ فريقين با يكديگر از هرگونه سرمايهگذارى دريغ نمىورزند.
از «ملبورنِ» استراليا
روز دوشنبه 11/2/1374 ه. ش. نيز بيكار نبوديم و در انتظار ورود ميهمانى در كنار بارگاه رسول خدا - ص - به سر مىبرديم تا اين كه يكى از پاكستانىهاى مقيم «ملبورنِ» استراليا نزد ما آمد. او مهندس در رشتۀ مكانيك بود؛ ليكن بسيار دلسوز نسبت به دين به نظر مىرسيد، و از اين كه پانصد خانوار شيعى «مبلورن» فاقد روحانى و پيشواى دينى هستند سخت نگران و گلهمند بود. هر چند شمارى از كارشناسان دينى به صورت موسمى با آنان تماسهايى برقرار مىسازند؛ ولى در رفع مشكلاتِ مستمرِ آنان نقش سازندهاى به عهده ندارند.
وى به ما خاطرنشان شد كه در «سيدنى» بيست هزار شيعى از كشورهاى پاكستان و هندوستان و لبنان و ساير كشورها زندگانى مىكنند كه فاقد پيشوايان و راهبران مذهبى مىباشند. و از اين وضع بسيار متأسف و افسردهخاطر و گلهمند بود و تصور مىكرد كارى از من ساخته است كه مبلغ و روحانى كاروان و عالم و خبرۀ در مسائل دينى - كه همواره در ميان آنها