181ليكن راهمان هنوز تا مدينه به پايان نرسيد. هر چند اين اتومبيل بايد از مركبهاى سنگين ديگر راهوارتر مىبود؛ اما كاميونها و اتوبوسها و مركبهاى ديگر همواره در كنارِ آن پيشتاز بودند!
به مدينه نزديك شديم، همزمان با ورود ما به مدينه بانگ اذانِ ظهر سامعۀ ما را نوازش مىداد. هوا چندان گرم نبود كه بر هتل درآمديم، در حالى كه بيداريهاى طويلالمده، و خستگى راه به ما اجازه نمىداد با حالتى آميخته به فرسودگى به زيارت روى آوريم، لذا پس از اداى فريضۀ ظهرين و صرف ناهار با خوابى تا نزديك شام بياسوديم؛ و چون مىخواستيم با نشاطى در خورِ توفيق زيارتِ بارگاه نبوى و ائمۀ بقيع - عليهمالسلام - به ديدار آن حضرات برويم و احساس مىكرديم كه هنوز فرسوده حال مىباشيم با دوست گرامى خود تصميم گرفتيم پيش از اذانِ بامدادان، طليعۀ زيارت خود را افتتاح كنيم. بنابر اين تا چنين لحظهاى كه هنوز توفيق زيارت نصيبمان نگرديده، خود را در جدّه جستجو مىكنيم تا مدينه را درست دريابيم.