155مىگويند: مكّيان براى گردش و تفريح با لباسهاى رنگين و فاخرانه چون گل بابونه، به اين جا مىآمدند.
امروزه، «اقحوانه» شامل محلات «الروضه» و «الششه» و اطراف آنهاست.
«حارث بن خالد مخزومى» در اين مورد سروده است:
من كان يسأل عنّا اين منزلنا
«هر كسى از منزلگاه ما بپرسد خواهيم گفت: «اقحوانه» منزل شايستۀ ماست، زيرا در اين جا سرخوشانه زندگى مىكنيم و روزگار با ما كجرفتارى نمىكند و دروغ و سعايت بدخواهان، عيش ما را تيره نمىسازد.»
بئر ميمون
شاعرى كه نامش بر من روشن نيست، چنين سروده است:
تأمل خليلى هل ترى قصر صالح
«دوست من! نيك بنگر آيا قصر صالح را مىبينى؟ و آيا از درۀ «واضح» آثار به جا ماندۀ منزلگاه را مىبينى؟ از آنجا تا «بئر ميمون» و تا «عَيْره» ، ميان «اباطح» ، كه حاجيان در آن جاها انبوه مىشوند و ازدحام مىكنند.» 1در اين شعر واژههاى «بئر ميمون» و «عيره» و «اباطح» آمده است: «بئر ميمون» چاهى است كه «ميمون» (برادر علاء حضرمى والى بحرين) آن را حفر كرد و قبر منصور خليفۀ عباسى در آن جا است. و در بخشى از «اذاخر» و «حجون» قرار دارد كه امروزه به «حى الجعفريه» معروف است.
«عيره» نيز كوهى است در «معابده» كه منحنى بر آن قرار گرفته است؛ يعنى ميان «حى الملاوى» و «حى الروضه» است.
مقصود از «اباطح» نيز «ابطح مكه» است و به صيغۀ جمع آوردن آن از عادات شاعران عرب است.