25خشك و باز و از دل درّهها و پيچاپيچ عمق جادهها و سواحل منقطع درياها به سوى آن كوى مىروند، تا چون به آستانۀ آن نزديك شدند، كتفهاى خود را براى اظهار فروتنى در برابر آن، به حركت آرند، و بانك تهليل و تلبيه را بلند سازند، ژوليده و غبار آلود بر پاهاى بى قرار شتابان و حيران به اين سو و آن سو روند، در حالى كه جامههاى گوناگون را پشت سر انداخته و موى سر و روى خود را رها كرده و چهرۀ نيكوى خود را دگرگون ساخته. شگفتا! ابتلايى است بس بزرگ، امتحانى است بس دشوار، آزمايشى است آشكار، آخرين وسيلۀ تصفيه نفس و انقلاب درون است، خداوند اين خانه و اعمال آن را سبب رسيدن به رحمت و راه يافتن به سوى جنّت خود گردانيد. خداوند سبحان مىتوانست بيت الحرام و مشاعر عظامش را در سرزمين خرم و در ميان باغستانها و نهرهاى جارى قرار دهد. مىتوانست آن را در قطعهاى از زمين برپا سازد كه درختهاى سبز و شاخههاى رنگارنگش سر بهم كرده و ميوههاى گوناگونش به زمين نزديك شده و كاخهاى با شكوهش در آغوش هم قرار گرفته، و ساختمانهاى آن بهم پيوسته باشد، در دشتهايى كه مزارع گندم و حبوباتش چشم ربايد و مرغزارهاى سر سبزش نشاط انگيزد، در دامنههاى با طراوت و چشمهسارهاى جوشان و جادههاى آباد، اگر خداوند خانۀ خود را در اينگونه سرزمينها تأسيس مىنمود، ارزش عمل و نتيجۀ كوشش به حسب سبكى امتحان ناچيز و كم مىگرديد و مقصود نهايى به دست نمىآمد. اگر سنگهاى بنا و ديوار و نماى آن از زمرد سبز و ياقوت سرخ و بلورهاى نور افشان ساخته و پرداخته شده بود، به آسانى شكوك در قلوب ره مىيافتند و به سرعت در درون دل رخنه مىنمودند و پايدارى در برابر وسوسههاى شيطان ضعيف مىگرديد، و قدرت مجاهده و ارزش آن كاسته مىشد و مقاومت حق و زد و خورد آن با باطل از ميان مىرفت (حكومت قلوب به دست شكوك و شبهات مىگرديد) .
خداوند حكيم است كه بندگان را به وسيلۀ ابتلاى به شدايد در معرض آزمايش مىآورد و به انواع مجاهده، آنان را به بندگى واميدارد و با سختىهاى گوناگون امتحان مىنمايد، باشد كه طغيان و خود سرى از دلها برود، فروتنى و تسليم در برابر حق در نفوس جايگيرد. خداوند اين امتحانات و شدايد را درهاى گشوده به فضل خود و راههاى آسان به عفو و مغفرت خود مىگرداند.»