26از آنچه دربارۀ انتخاب مكان بيت بيان شد، مطالب جملههاى بعد آيه و ربط آنها با جملۀ اول «بوّأنا» معلوم مىشود، گويا اين جملهها شرح و تفسيرى است براى «بوّأنا» نه آن كه مطلب و دستور جدايى باشد. به اين جهت با «واو» عطف بيان نشده و با «ان» تفسيرى آغاز گرديد؛ يعنى انتخاب مكان از اين جهت است كه: «لا تشرك بى شياً» . واضح است كه ابراهيم با آن همه فداكارى براى توحيد و مبارزه با شرك، حال كه مىخواهد خانۀ توحيد بسازد، ممكن نيست هيچگونه گونه شرك آورد، اين سفارش شرح همان انتخاب مكان است كه بايد از محيطها و شهرهايى كه مردم را آلوده مىسازد، بر كنار باشد و ابراهيم بانى در تأسيس اين بنا نتواند گوشه نظرى به غير خدا داشته باشد و براى خود و ذرّيهاش سود مادى بخواهد، و نيز بايد از محيط تجارت و عمران عمومى هم بر كنار باشد، «وطهرّ بيتى للطائفين والقائمين» اين قسمت از آيه كريمه نيز شرح انتخاب مكان و تكميل آن است؛ يعنى خانه در سرزمين و محيطى باشد كه در آن كشش و جاذبههاى متضاد نباشد، يا ضعيف باشد تا شخص بتواند سبك و آسان در اطراف خانه يا محور ارادۀ خدا طواف كند و محيطى باشد كه احتياجات و عادات عقل و همت را براى قيام به شعور عمومى و انجام وظيفه از پا در نياورد و شخص آزادانه براى حق قيام نمايد. در آن بارگاه قامت راست انسانى جز در برابر فرمان حق خم نشود (الركّع) و پيشانى باز آدمى جز در آستانۀ او سائيده نگردد (السجود) .
«و اذن فى الناس. . .» چنين مكانى و سرزمينى بايد مركز پخش صداى پيامبران باشد تا در پيچ و خم قرون و بيابانهاى نشيب و فراز تاريخ و گوشه و كنار معمورۀ زمين اين صدا بپيچد و پيوسته در دل درّهها و در سينۀ كوهها منعكس شود. در اين ميان گوشهاى شنوا بشنود و مغزهاى گيرنده و متناسب با آن امواج، آن را بگيرد و در پى صوت و دعوت صاحب آن مشتاقانه سواره و پياده، نفس زنان، لبيك گويان برود تا از نزديك صداى او را بشنود و به رموز دعوت پى برد، و شبح نورانى صاحبان ندا را بنگرد و با چشم باز سرمايهها و سودهاى حقيقى را مشاهده كند و راه صرف را تشخيص دهد. در محيطهايى كه غوغاى آز و طمع و خود پرستى و نعرۀ شهوات، فضاى آن را پر كرده و پيوسته جمجمهها پر است از صداهاى گوناگون و اعصاب و مغز انديشه و ضبط را از دست داده، نه صداى حقى شنيده مىشود، نه سرمايههاى معنوى و مادى درست مشخص مىگردد و نه سود و زيان زندگى به حساب