24در ميان بيابان شنزار حجاز و در وسط بيابان ريگ و سنگلاخ دور از هر تمدن و كاخ و در عمق درهاى كه سلسله حصار كوهها آن را احاطه نموده، مكان مناسب را يافت.
قطعهاى را يافت كه پيش از پيدايش قطعات ديگر و وجود انسان، مانند لؤلؤ مىدرخشيد، پيش از آن كه مردم يكديگر را به عبوديت خود آرند و در راه ظلم و ستم غوغا روى زمين راه اندازند، اوّلين تابش نور حيات بر آنجا بود، سالهاى دراز، نور بر آن مىتافت و نسيم بر درياها مىوزيد فرشتگان بر اطراف زمين بال مىزدند و روح حق و ارادۀ خدا بر زمين حكومت داشت. در حقيقت نخستين نقطۀ استقرار، عرش پروردگار بود.
در روايات وارد است كه آدم و حوّا، پس از آن كه موقعيت نخستين خود را از دست دادند و در زمين هبوط نمودند، وسيلۀ رسيدن به بهشت و برگشت به طرف حق و پذيرش توبه را در آن سرزمين يافتند، و در آن سرزمين به طواف و سعى مشغول شدند و پايۀ آن را آن پدر و مادر بزرگوار نهادند، در طوفان نوح از ميان رفت و ابراهيم مأمور يافتن همان مكان شد.
خلاصه مكانى را يافت كه بشر را از آلودگىها و هوسها و تاريكيهاى اجتماعات بالا مىآورد و به اسرار نخستين خلقت و عرش خداوند نزديك مىگرداند.
چند جملهاى هم از امير المؤمنين على - ع - دربارۀ انتخاب مكان خانۀ خدا و اسرار آن بشنويد؛ آن حضرت در قسمتى از خطبۀ مفصل «قاصعه» بدين مضمون مىگويد:
«آيا نمىنگريد: چگونه خداوند سبحان از آغاز جهان و زمان آدم - ع - آخرين مردم را در معرض آزمايش آورده، به وسيلۀ سنگهاى روى هم چيدهاى كه سود و زيانى از آن بر نمىآيد و گوش و چشمى كه بشنود و بنگرد ندارد، آن را بيت حرام خود و وسيلۀ قيام خلق قرار داده، در سرزمين سخت سنگستانى و كمترين تپههاى حاصلخيز خاكى، و تنگترين درهها و دامنههاى كوهستانى، در دل سلسله كوههاى ناهموار، و ريگستان نرم و بى قرار، در بيابانهايى كه جز چشمهها و چاههاى خشگ و كم آب و دهكدههاى پراكندۀ كم حاصل كه بهرهاى از آن به دست نمىآيد و حيوان نافعى پرورش نمىيابد برپا ساخته، آنگاه آدم و فرزندانش را وادار كرد كه روى خود را به سوى آن گردانند و در برابر آن خضوع نمايند. اين خانه مركز رفت و آمد رهروان خدا جو و سر منزل كوچهاى لبيك گو گرديد، دلهايى كه ثمرات ايمان و معرفت بار مىآورند و به هواى آن مىپرند، از بيابانهاى دور و دراز و صحراهاى