94مىپرستيدهاند. 1آيا پرستش اسبان سياه و سفيد نشانهاى از پرستش تبشتر ratsiT , ecyrtsiT اوستا نيست؟ ايزدى كه سرور همه ستارههاست و در شايستۀ ستايش و نيايش بودن همسنگ هرمزد آفريده شده است. 2اين نكته نيز شايسته توجه است كه در اديان كهن، پرستش اسب به دليل نقش درجه اوّلى كه اسب در زندگى پيشينيان داشته است، وجود دارد. 3چنانكه تصوير و ويژگىهايى كه در شاهنامه فردوسى درباره اسب رستم - رخش - و اسب سياوش - شبرنگ - و اسب خسرو پرويز - شبديز - آمده است به روشنى گواه است كه اسب موجودى مقدّس و گاه مثل رخش همسنگ كار و عمر رستم نقش مؤثر دارد. و يا همانند شبرنگ، اسب سياوش داناى راز است. 4تمامى اين موارد نشانههاى قابل تأمّلى هستند كه نمىتوان از آن سخن كه مردم قريۀ سلمان - مردم جى - اسبان سياه و سپيد را مىپرستيدهاند به شتاب گذشت. وقتى روزبه مىگويد، پرستش اسبان سياه و سپيد توسط مردم قريهاش از ديد او امرى بىاعتبار بوده است، بروشنى پيداست كه در ذهن او جوانههاى شك نسبت به آئين زردشت و باورهاى مردم روزگار او درخشيده است.
گرچه ذهبى، در سير اعلام النبلاء در روايت داستان زندگى سلمان، در موردى كه اشاره به پرستش اسبان ابلق شده است آن روايت را مخدوش و بىاعتبار و راوى را متروك مىداند. 5واقعيت اين است كه در انديشه و باورهاى آئين زردشت در روزگار سلمان، موارد قابل توجّهى وجود داشته است كه هر كدام شك برانگيز و دغدغه آفرين بوده و انديشۀ روزبه جوان را به خود مشغول مىداشته است، به عنوان مثال آيا برخى رسوم؛ مثل تطهير با گميز ورزاوِ اخته - بول گاو - به تعبير ونديداد مىتوانسته است با انديشه و باور روزبه تناسب و همخوانى داشته باشد، 6رسم يا بارورى كه مورد تعريض و طعن ابى العلاء معرّى نيز قرار گرفته است: عجبت لكسرى و اشياعهم و غسل الوجوه ببول البقر 7
آيا رسم ازدواج با محارم نمىتوانسته است مثل علامت سؤال در ذهن روزبه مطرح شود؟ 8علاوه بر آن عدالت و مِهر آرمان هر جوان و هر انسانى است. سركوب خونين