77مقدم داشته و در سال ديگر مؤخّر؟ ! فقيه محدث «قطب الدين راوندى» (573 ه. ق.) ضمن اين كه واژۀ «جدال» را به مفهوم «مخاصمه» گرفته است، در تفسير آيۀ شريفۀ: «. . . ولا جدال فى الحج» ، مىنويسد.
«فالذى رواه أصحابنا انه قول «لا واللّٰه» و «بلى واللّٰه» صادقاً و كاذباً. . .» 1و سپس دو قول غير مشهورى را كه «مقدس اردبيلى» نيز آورده بود، نقل مىكند. 2صاحب كتاب «روائع البيان، تفسير آيات الاحكام من القرآن» مىنويسد:
«شارع مقدس، بسيارى از چيزها را بر محرم، حرام فرموده كه برخى از آنها به وسيله كتاب (قرآن كريم) اثبات شده، و پارهاى ديگر به وسيلۀ سنت. . . .» 3، سپس سه چيز؛ «جماع و انگيزههاى آن» ، «ارتكاب سيئات و نزديكى به معاصى» و «مجادله و مخاصمه با دوستان و خدمه و ديگران» را، در رديف محرماتى بر شمرده كه اصل در تحريم آنها آيۀ شريفۀ 197 سورۀ بقره مىباشد 4. . . .
شيخ الفقها محمد حسن نجفى، صاحب جواهر 1266 ه. ق.) دلائل چهارگانه كتاب و سنت و اجماع منقول و اجماع محصل را برهان حرمت «جدال» مُحرم گرفته است و پس از آن كه «جدال» را به همان مفهوم مشهور: «لا واللّٰه و بلى واللّٰه» 5معنا كرده، اين سخن را كه در لغت عرب، «جدال» به مفهوم «يمين \سوگند» نيامده است، به هيچ انگاشته و مىنويسد:
«هيچ منعى نيست كه واژه اى در عرف شرع اقتضاى معنايى را داشته باشد، كه در وضع لغوى اقتضاى چنين مفهومى نباشد. . . .» 6آنگاه پس از نقل اقوال و پژوهشى در خور يك فقيه سترگ به اين نتيجه مىرسد كه:
آن جدالى از محرمات احرام بشمار مىآيد كه قسم به نام خدا باشد، آن هم با صيغه اى مخصوص. پس مطلق سوگند و يا مطلق قسم خوردن به نام خدا، منهاى صيغه و شكل مخصوص، از محرمات احرام نيست. 7امّا فقيه شهير معاصر، امام خمينى - ره - هرگونه سوگندى را با لفظ جلاله، در هر لغت و زبان و صيغه و شكلى كه مرادف «لا واللّٰه» و «بلى واللّٰه» باشد و سوگند دهنده و يا سوگند خورنده در مقام اثبات و يا نفى چيزى باشد، از مصاديق «جدال» شمرده و از محرمات احرام دانستهاند و بنابر احتياط، ساير «اسماء اللّٰه» ، چون «رحمان» و «رحيم» و «خالق السماوات» ، را به «لفظ جلاله \واللّٰهيا باللّٰه و يا تاللّٰه» ملحق نموده و آخر الأمر اين چنين فتوا مىدهند: