76ابوعبداللّٰه، محمد بن محمد بن نعمان، شيخ مفيد (413 ه. ق.) در كتاب خود، ضمن بر شمردن برخى از محرمات احرام، مىنويسد:
«و محرم بايد از «جدال» بپرهيزد، كه عبارت است از قول شخص كه (سوگند ياد مىكند) : «واللّٰه ما كان كذا» ؛ «به خدا سوگند چنين چيزى نبود و يا آن كار انجام نگرفت» و «واللّٰه ليكوننّ كذا» ؛ «سوگند به خدا آن واقعه انجام پذيرفت و يا آن چيز قطعاً وجود داشت. . . .» 1و آنگاه در ذيل آيه شريفه: «. . . و لا فسوق و لا جدال. . .» اين چنين اظهار نظر مىكند:
«يعنى الكذب و غيره من معاصى اللّٰه - عزّوجلّ - و الجدال هو اليمين على ما بيّنّاه. . .» 2
و نيز «ابوجعفر شيخ الطائفه، طوسى» (385 - 460 ه. ق.) ، در زمينۀ «تروك احرام» ، جدال را در شمار محرمات احرام آورده و فتواى به حرمت آن مىدهد:
«و يحرم ايضاً عليه. . . . الجدال و هو قول الرّجل: لا و اللّٰه و بلى و اللّٰه» 3
«مولانا مقدس اردبيلى» (993 ه. ق.) ضمن اين كه مفهوم «جدال» را به همان معناى مشهور؛ يعنى لا واللّٰه و بلى واللّٰه گرفته است، مىگويد: «آنطور كه از ظاهر روايات و اقوال فقها مستفاد مىگردد، سوگند مزبور اعم از اين كه صادق باشد، يا كاذب و اعم از اين كه هر دو قسم را بر زبان آورد و يا تكتك آن دو را، از محرمات احرام مىباشد. وى اين رأى را مشهور ميان اصحاب دانسته 4و آنگاه از «قاضى» در تفسير «. . . ولا جدال» نقل كرده، مراد اين است كه با خدمتكاران و دوستان هم سفر خويش به مراء و جدال و دعوا پردازد؟ بدين مفهوم كه در حج و در حال احرام نبايد با خصومت و دشمنى و ناسزا و انتقامجويى و غضب و لجاجت، حضور داشته باشند.»
شيخ طبرسى در «مجمع البيان» نظريه فوق را ذكر نموده و آن را به «ابن عباس» و «عبداللّٰه بن مسعود» و «حسن» نسبت داده است. 5«مقدس اردبيلى» قول ضعيف و غير مشهور ديگرى را نيز در ذيل تفسير جملۀ: «ولا جدال فى الحج» آورده است كه برخى گفتهاند: نفى جدال؛ يعنى نفى خلاف و ترديد در مناسك و يا اوقات حج مىباشد! و چنين مفهومى نشأت گرفته از يك واقعۀ تاريخى است كه گويا: قريش با ساير قبايل عرب از در مخالفت برخاسته و در «مشعر الحرام» وقوف مىكردند و حال آن كه سايرين در «عرفه» ! . . و يا اين كه ماهها را فراموش نموده، در يك سال حج را