78«سوگند به غير «اللّٰه» از ديگر مقدسات، داخل در مفهوم «جدال» نيست و بنابر اين از تروك و محرمات احرام بشمار نمىآيد.» 1و در مسألۀ 27 باب «تروك الاحرام» بطور صريح فتواى مىدهند:
«در مقام ضرورت و براى اثبات حق و يا ابطال باطلى، هرگونه سوگند ولو سوگندى كه از مصاديق «جدال» و با لفظ جلاله باشد، جايز است.» 2نكاتى پيرامون آيۀ شريفۀ 197 سورۀ بقره:
بسيارى از مفسران بر آنند كه مفاهيم: «فلارفث» ، «ولا فسوق» و «لاجدال» در برگيرندۀ تمامى محرمات احرام است.
«امام فخر رازى» در تفسير كبير خود مىنويسد:
«. . . اين كه پروردگار متعال واژههاى سه گانۀ فوق (رفث، فسوق و جدال) را يادآور فرموده، حكمت آن اين است كه: در علوم عقلى به اثبات رسيده كه چهار نيرو در وجود انسان به وديعت گذارده شده است:
1 - نيروى شهوانى بهيمى.
2 - نيروى غضب سبعى.
3 - نيروى وهمى شيطانى.
4 - نيروى عقلى ملكى.
و هدف از تشريع تمامى عبادات اسلامى، غلبۀ بر قواى شهوانى و غضبى و وهمى، مىباشد. پس، «فلارفث» رمز پيروزى بر نيروهاى شهوانى و «لافسوق» سرّ غلبۀ بر غريزۀ غضب (كه موجب تمرد و گستاخى و خشم مىگردد) ، و «لا جدال» اشاره به غالب آمدن بر نيروى وهم و خيال، مىباشد. . .
نيرويى كه انسانِ ساخته نشده را تحريك مىكند تا در ذات، صفات، اسماء، افعال و بالاخره احكام و فرامين خداوند رحمان به مراء و جدال بپردازد حال كه همۀ شرور و بديها و محرمات از اين سه نيروى درونى انسان نشأت مىگيرد، پروردگار متعال با نزول آيۀ شريفۀ:
«فلارفث ولافسوق ولا جدال فى الحج» ، «حاج ومعتمر» را فرمان مىدهد كه در «سير الى اللّٰه» بايد از صحنۀ مبارزۀ با عوامل شرور، پيروزمند بيرون آيد! البته در اين آيات اسرار و رموز گرانبها و بلند مرتبه اى نهفته است كه غفلت از آنها در شأن عاقلان نيست! 3»