21افزون بر اين، از ديدگاه اسلام، دنيا و آخرت جدا نيستند (الدنيا مزرعة الآخرة) و حيات دنيوى، اقتصادى يا سياسى را نبايد از دين و آخرت تفكيك كرد.
بطور خلاصه: آنچه در روايات بعنوان منافع اقتصادى يا اجتماعى و سياسى حج آمده است را با ديد الهى بايد نگريست و عنصر اساسى حج را همانند ساير عبادات، روح معنويّت آن تشكيل مىدهد. شاهد اين مدعا، سخن امير مؤمنان - عليهالسلام - است كه در تبيين فلسفۀ حج مىفرمايد: «خداوند حجِّ خانۀ محترم خود را بر شما واجب ساخته، خانهاى كه قبلۀ مردم است، تا سراسيمه و با اشتياق به سوى آن بشتابند و آن را نشانهاى از تواضع آنان در برابر عظمت خود و اذعان به عزت خويش قرار داد، و از ميان خلق كسانى را برگزيد كه گوش به دعوتش فرا دهند و گفتارش را تصديق كنند و در مقام انبياء و جايگاه پيامبران بايستند و همانند فرشتگانى كه به طواف عرش مشغولند، به طواف كعبه بپردازند و در بازار پرستش او، به جستجوى سود و منفعت برآيند و به ميعادگاه مغفرت و آمرزش او سبقت گيرند (يُحرِزون الأرباح فى متجر عبادته، و يتبادرون عند موعد مغفرته) خداوند كعبه را براى اسلام «رايت بلند» و براى پناهندگان «حرم امن» قرار داد و به زيارت آن فرا خواند: «و للّٰهعلىالناس حِجُّ البيت من استطاع اليه سبيلاً.» 1
در ديگر روايات نيز به بيان منافع و آثار معنوى حج پرداخته شده است.
صاحب مجمعالبيان در تفسير «منافع» روايت ذيل را از حضرت ابى جعفر الباقر - ع - نقل مىكند: «هِىَ منافع الآخرة، العفو و المغفرة.»
مقصود منافع آخرت است؛ يعنى عفو و آمرزش الهى. و نيز از قول «سعيد بن مسيب» و «عطيه عوفى» همين را آورده است. 2«هشام بن حكم» گويد:
از حضرت ابا عبداللّٰه، جعفر بن محمد الصادق - عليهما السلام - پرسيدم: «چرا خداوند حج را بر مردم واجب ساخته و به طواف كعبه تكليف فرموده است؟»
امام در پاسخ فرمود:
«خداوند با ارادۀ خود خلق را آفريد و آنان را امر و نهى فرمود تا مصلحت دين و دنياى آنان تأمين شود و برخى گروهها از طريق كسب و تجارت و حمل كالا از شهرى به شهر ديگر سود برند و كاروان داران و ساربانها بهرهمند شوند و مردم با آثار و اخبار رسول خدا - ص - آشنايى پيدا كنند و ياد و خاطرۀ آن بدست فراموشى