22سپرده نشود. اگر قرار بود هر گروهى تنها به شهر و ديار خود بينديشد و از حوادث آن سخن بگويند و غافل از ديگر شهرها باشند مردم هلاك و تباه مىشدند و شهرها ويران مىگرديد و حمل و نقل و منافع كسب و تجارت به ركود و تعطيل مىكشيد و اخبار و حوادث محو و نابود مىشد و به ديگر انسانها و سرزمينها منتقل نمىگشت و مردم بدان واقف و آگاه نمىشدند؛ اين است فلسفه حج.» 1«محمد بن سنان» گويد: «از امام على بن موسىالرضا - ع - طى نامهاى مسائلى را پرسيدم كه امام آن را پاسخ دادند. از جمله دربارۀ حج چنين نوشتند:
«فلسفه حج ورود در ميهمانى خداى بزرگ و طلب رحمت افزونتر و خروج از معاصى و گناهان و توبه از گذشتۀ اعمال و انتخاب راه و روش صحيح براى آينده است. و نيز در سفر حج، اموال خرج مىشود، بدنها به رنج مىافتد و لذات و شهوات نفسانى مهار مىگردند و بدينسان حجگزاران با اين عبادت به خداى بزرگ تقرب مىجويند و سر تسليم و خضوع و ذلت و انكسار در برابر او فرود مىآورند. و در سرما و گرما و در حال آرامش و امنيت و يا بيم و هراس، راه مىپويند و قرب حق را مىجويند.
افزون بر اين در اين عبادت جمعى، همۀ مردم سود مىبرند و با رغبت و رهبت به سوى خداى سبحان روى مىآورند. و از آثار ديگر آن، رهايى از قساوت قلب و خساست نفس و نسيان ذكر خدا و نوميدى از خير و دل بستن به رحمت او و تجديد حقوق و دور نگهداشتن نفس از فساد است. و همه كسانيكه در شرق يا غرب ياد در دريا و خشكىاند چه حجگزاران و چه غير آنها از تاجر و پيلهور، فروشنده و خريدار و كاسب و مستمند بهرهمند مىگردند و در تأمين حوائج ساكنان اطراف و نواحى ديگر سرزمينها كه مىتوانند در موسم گرد آيند مىكوشند. اين است كه خداوند مىفرمايد:
«ليشهدوا منافع لهم.» 2
مرحوم علاّمه طباطبايى در توضيح منافع حج چنين مىنگارند:
«منافع دو گونه است: دنيوى و اُخروى؛ منافع دنيوى عبارت است از آنچه سرمايه تعالى حيات اجتماعى انسان باشد و زندگى را رونق دهد و حوائج گوناگون را برآورده سازد و كاستىهاى مختلف در زمينه تجارت، سياست، ولايت، مديريت، و آداب و رسوم و سنتها و عادات و همكاريهاى مختلف و هميارى اجتماعى و نظاير آن را جبران كند.
هرگاه گروهها و اجتماعاتى از مناطق مختلف زمين، با نژادها و رنگها و با آداب گوناگون كه دارند، گرد آيند و يكديگر را بازشناسند در حالى كه همه بر يك سخن، كه