78خود پياده مىآمدند. 1از برجسته ترين چهرههاى اسير شده، سهيلبنعمرو است كه يكبار در نيمۀ راه به قصد رفتن به آبريزگاه، در صدد فرار بر آمد كه دوباره به چنگ مسلمانان در آمد. او را در حالى كه دستش را به گردنش بسته بودند به مدينه آوردند. اين ذلتى بزرگ براى قريش بود؛ آن اندازه كه سوده همسر رسول خدا ص - از ديدن اين وضع بر آشفت و به سهيل گفت: آيا نمىتوانستيد با شهامت بميريد؟ در اين لحظه رسول خدا ص - او را به خاطر اين سخن سرزنش كرد كه چگونه به دشمن خدا و رسول چنين مىگويد؟ سوده عذرخواهى كرد. 2
شكست قريش در اين ماجرا چنان افتضاح آميز و پر دامنه بود كه گويند. اشعارى از دو جوان متخلف از بدر نقل شده كه گفتند تنها شنيديم كسى آنها را مىسرود اما قائل آن را نديديم؛ 3آن اشعار چنين بود: حنيفيان 4مصيبتى در بدر برپا كردند كه پايههاى سلطنت كسرى و قيصر را در هم خواهد ريخت؛ سنگهاى كوهها از آن به جنبش افتاده، و قبايل ميان وتير (محلى در ديار خزاعه) و خيبر به وحشت افتادند؛ كوه ابوقبيس و احمر مكه به لرزه در آمده و پارچههاى حريرى كه (شجاعان) بر سينه مىبستند از جاى كنده شد. 5
اشعار مزبور حكايت از عمق اهميت ماجراى بدر در قلوب مكيان و قبايل اطراف داشته و به حق نخستين ضربه بر پايههاى سلطنت كسرى و قيصر بوده است. در خبرى، واقدى آورده كه نجاشى حبشه، با شنيدن خبر پيروزى رسول خدا ص - جعفربنابىطالب و ديگر مهاجران حبشه را خواسته و ضمن اعلام خبر اين پيروزى، آن را نعمتى از جانب پروردگار دانست. 6
پيروزى اسلام در بدر، مشركين و منافقان مدينه را نيز گرفتار بهت