77خداوند را ستايش نمود. آن حضرت مقتولين را همان «ملاء» قريش 1مىدانست، كسانى كه خداوند فراوان از شيطنت آنها ياد كرده بود.
يكشنبه نوزدهم رمضان خبر باورنكردنى شكست قريش، كشته شدن ابوجهل، اميةبنخلف، عتبهبن ربيعه واسارت سهيلبنعمرو به مدينه رسيد. براى هيچ كس در لحظۀ اول چنين خبرى باور كردنى نبود تا به اين حد كه آنان زيد بن حارثه را كه خبر آورده بود يك فرارى شكست خورده از جنگ مىدانستند. 2بيشتر، منافقان و يهود مىكوشيدند تا اين شكست را باور نكنند و در قلوب ساير مردم دلهره اندازد. 3
مردم براى استقبال رسول خدا ص - عازم شدند. در برابرتهنيت مردم، سلمةبن سلامه گفت كه كشتن مشتى پير و كچل تهنيت ندارد و رسول خدا ص - فرمود: كه آنان ملاء قريش بودند، اگر آنان را مىديدى، وحشت مىكردى، و اگر دستورى به تو مىدادند اطاعتشان مىكردى؛ در آنجا سلمه فرصت را غنيمت شمرد و گفت: چرا رسول خدا ص - از زمانى كه در «روحاء» عازم بدر بودند از وى ناراحت است.
حضرت فرمودند به آن دليل كه در آنجا يك اعرابى نزد من آمد و پرسيد: اگر پيامبرى، بگو بدانم كه شتر حاملۀ من، چه مىزايد؟ تو گفتى كه، خودت با او جماع كردى و از تو حامله شده؛ و تو البته برخورد زشتى كردى! سلمه از رسول خدا ص - عذر خواست و پيامبر عذرش را پذيرفت. 4به هر روى اين حكايت نوع رفتار رسول خدا ص - را در تأديب اصحاب خويش نشان مىدهد. رسول خدا در روز چهارشنبه 22 رمضان وارد مدينه گرديد، در حالى كه كودكان با شعر «طلع البدر علينا» از وى استقبال كردند. 5پيامبر همراه اسيران به مدينه آمد.
ابوالعاصبنربيع كه از اسرا بود مىگويد: من با گروهى از انصار بودم.
شبانگاه و صبحگاه، آنان كه خود نان كمى داشته و توشهشان بيشتر خرما بود، نان را به ايثار به ما داده و خودشان خرما مىخوردند.
وليدبنمغيرۀ مخزومى نيز مىگويد: آنان ما را بر مركبها سوار كرده و