76از جملۀ اسيران عقيل فرزند ابوطالب، و عباس عموى رسول خدا ص - بود. از عباس مقدار 800 يا 1600 مثقال طلا گرفته شد.
بعدها، گويا براى خوش آمد مذاق بنىعباس، - وبه روايت يكى از نوادگان وى 1گفته شد كه او پيش از بدر بطور مخفيانه اسلام آورده بود. اما برخورد رسول خدا ص - با عباس در بدر و حوادث ديگر حكايت از آن دارد كه گرچه عباس همراهيها و همدليها با رسول خدا ص - داشت اما جز در فتح مكه اسلام نياورد. 2پس از پايان كارزار، رسول خدا ص - دستور داد تا چاههاى بدر را كور كرده و كشتههاى مشركين را در آنها بريزند. جسد اميةبنخلف كه سنگين بود، در همان هواى گرم بزودى نفخ كرده و وقتى خواستند آن را بر روى زمين بكشند، گوشت بدنش فرو مىريخت، پس همانجا رهايش كردند. آنگاه رسول خدا بر لب چاه آمد و خطاب به مشركان فرمود: اى عُتْبه، اى شيبه، اى ابوجهل، آيا آنچه را خداوند وعده داده بود، محقق يافتيد؟ من آنچه را خداوند وعده داده بود، درست يافتم، چه بد خويشاوندى براى پيامبرتان بوديد! شما مرا تكذيب كرده از شهرم بيرونم كرديد در حالى كه ديگران مرا پناه دادند. 3در آن لحظه ابوحذيفه فرزند عتبه، چهره پدرش را ديد كه به خاكش مىكشيدند و در چاه مىانداختند. قدرى ناراحت شد. رسول خدا ص - پرسيد: آيا از آنچه بر پدرت رفته ناراحت شدى؟ ابوحذيفه گفت: من در پدرم عقل و شرفى مىديدم و اميد هدايت او را داشتم و چون نشد خشمگين شدم. 4
حقيقت آن است كه جنگ بدر براى مهاجران، يك جنگ داخلى خانوادگى تلقى مىشد چيزى كه تا به اين پايه در عرب سابقه نداشت.
عموزادهها در برابر هم و نيز فرزندان با پدران خويش. 5رسول خدا ص - بار ديگر از اين كه ابوجهل كشته شد، اظهار رضايت كرده،