79كرد؛ واقدى مىگويد: هيچ منافق و يهودى در مدينه نبود، جز آن كه در برابر حادثۀ بدر سر فرود آورد، و يهوديان گفتند كه از اين پس هيچ پرچمى را بر افراشته نمىكند جز آن كه پيروزى از آن اوست.
كعببناشراف از برجستگان يهود مىگفت: ديگر زندگى در عمق زمين بهتر از روى آن است. قريش اشراف مردم و شاهان عرب بودند، آنان اهل حرم و منطقۀ امن بودند و اين چنين گرفتار شدند. 1وى در اشعارى كه در مرثيۀ كشتگان بدر سرود، گفت: در اصل اين پادشاهان عرب بودند كه كشته شدند. او مىگفت: اى كاش، در لحظهاى كه اينان به قتل در آمدند، زمين اهلش را مىبلعيد. قريش تا آن لحظه كه يك ماه از واقعه بدر گذشته بود، به دستور ابوسفيان مرثيه سرايى نكرده بودند تا عقدۀ خويش را نگاه داشته و خشم خود را نگاه دارند. پس از مرثيۀ كعب بود كه تازه نوحه سرايى در مكه آغاز شد. 2
علاوه بر غنائم بدر، مسلمانان در قبال آزادى اسراى بدر، از چهار هزار درهم تا هزار درهم گرفتند. افرادى نيز كه پولى نداشتند، با منت رسول خدا ص - آزاد شدند. 3زينب دختر رسول خدا ص - نيز گردنبندى كه مادرش خديجه به وى داده بود، به عنوان فديه، براى آزادى شوهرش ابوالعٰاصبنربيع به مدينه فرستاد. مسلمانان اسير او را بخاطر پيامبر ص - آزاد كرده و گردنبند را نيز باز پس فرستاد. به نقل از شعبى كسانى كه قادر به نوشتن بودند براى آزادى خويش، به انصار نوشتن مىآموختند. در نقل ديگر آمده كه هر يك به ده نفر نوشتن ياد مىدادند و زيدبنثابت از كسانى بود كه در آن ماجرا نوشتن آموخت. در نقل ديگر آمده كه اهل مكه قادر به نوشتن بودند اما اهل مدينه چنين نبودند. لذا هر اسيرى كه ده نفر از كودكان مسلمان را نوشتن مىآموخت، پس از مهارت كافى آن كودكان، آزاد مىشد. 4ابو عزيز برادر مصعببنعمير، در بدر به اسارت در آمد. در راه به برادرش برخورد و از وى خواست تا به او كمك كنند. مصعب گفت: برادر وى