58حلبى مىگويد: «از امام صادق دربارۀ سخن خداوند پرسيدم كه مىفرمايد: «هر كس در آنجا (حرم) با الحاد ارادۀ ظلم كند، عذابى دردناك به او مىچشانيم» امام فرمود: هر ظلمى در آنجا الحاد است حتى اگر خادم خود را از روى ستم بزنى، بيم آن دارم كه الحاد باشد و براى همين است كه فقها سكونت در مكه را مكروه مىدانند.
البته رواياتى هم داريم كه از آنها استحباب مجاورت در مكه استفاده مىشود:
قال على بن الحسين - عليه السلام -: «الطاعم بمكة كالصائم فيما سواها و الماشى بمكة فى عبادة الله - عز و جل -.» 1امام زين العابدين فرمود: «كسى كه در مكه غذا مىخورد؛ مانند كسى است كه در جاهاى ديگر روزه مىگيرد و كسى كه در مكه راه مىرود، گويا خدا را عبادت مىكند.»
شهيد اول مىگويد: «روايات در كراهت يا استحباب مجاورت در مكه مختلف است ولى مشهور اين است كه كراهت دارد. اين كراهت به جهت ترس از ملالت و قلّت احترام است و يا به جهت خوف از ارتكاب معاصى است؛ چون گناه كردن در مكه اعظم از جاى ديگر است و لذا فقها سكونت در آن را مكروه مىدانستند و يا به جهت اين است كه شوق بازگشت به مكه ادامه پيدا كند.
و در روايتى آمده كه «سكونت در مكه موجب قساوت قلب مىشود» قول صحيح اين است كه براى كسى كه از افتادن در اين محذورات از نفس خود اطمينان دارد، مجاورت مكه مستحب است. 2شهيد پس از بيان مطالب بالا، اضافه مىكند كه بعضى از اصحاب گفتهاند اگر مجاورت براى عبادت باشد مستحب و اگر براى تجارت باشد مكروه است.