102كتاب از ارزش و فايده بالنسبه اين بتها براى انسان ترديد مىكردند كه آنها سنگها و تصاويرى هستند نه مىشنوند و نه مىبينند و هيچ نفع و زيانى ندارند، انسان آنها را با دستان خود ساخته و هالهاى از تقديس و اكرام بر گرد آن كشيده است به گونهاى كه حتى براى آنها قدرت قائل شده و سرنوشت خود را به آنها سپرده و همچنين گمان مىكرده است كه آنها نزد خدا براى انسان مؤثر و شفيع هستند. لذا اين عده قوم خويش را از عبادت اين بتها برحذر مىداشتند و خود نيز از پرستش آنها اجتناب كرده و دورى مىگزيدند.
در اين رابطه فساد رهبران قوم (بتپرست) خود و بطلان راهى كه در آن بودند را البته با نرمى و مدارا و آرامش بدون آنكه قوم آنها را بر ايشان برانگيزانند گوشزد مىنمودند.
اين امر در زمانى جريان يافت كه مردم روم در پايتخت كشور خود در مورد مشروعيت تقديس تصاوير انبيا؛ حضرت مسيح، مادرش، قدسيين و غيره و در موافقت آنها با اصول دين به مجادله مىپرداختند. جدال و درگيرى تحريك شدۀ امپراطورى، جدالى سخت بعد از آن بود و جدال ديگرى بين بزرگان كنيسه در حرمت نصب كردن اين تصاوير در كنيسهها يا مباح بودن آن وجود داشت كه آنها به دو گروه تقسيم مىشدند، گروهى معارض كه معتقد بودند اين تصاوير كفر و گمراهى و الحاد است و گروهى نيز در مورد اين تصاوير موافق بودند و در آن مخالفتى براى اعتقادات نمىديدند بلكه برعكس آنها را تذكرى براى انسان مىدانستند كه او را به ياد احوال اين انبيا و پيامبران انداخته و آنها را در مقابل خود قرار مىدهد لذا اين اقوام در نظر ايشان فرصتى براى خدمت به دين و ايمان بود.
كسانى كه بر جدال مسيحيان در مورد تحريم پرستش اين تصاوير و يا مباح بودن آنها مطلع هستند، با نظر حنفا در پرستش اين بتها و تصاوير بوسيله مردم مكه رابطهاى برقرار مىكنند چنانكه اخباريون گفتهاند اين