90روشن، كه اين نومسلمانان مىتوانستند در پرتو آن عدالت خواهى اسلام را ببينند خاندان رسالت بود. بيش از نيم قرن از حكومت عدل على نمىگذشت، نمونههاى عدالت خواهى على چه در روزگار خلافت و چه پيش از خلافت، مانند داستان قتل هرمزان، بداورى رفتن او و خصم يهودى وى در محضر خليفه و دهها نمونۀ ديگر زبانزد مسلمانان ايران بود. بيش از نيمى از نسل آن روز واقعۀ قيام حسين بن على و مقاومت او را برابر ظلم به چشم ديده و يا از ديدهها به گوش خود شنيده بودند. نهضت و كشته شدن زيد در راه عدالت - خواهى تازهترين فداكارى آل محمد - را همه به خاطر داشتند. و براى همۀ محرومان مسلّم شده بود كه اگر بخواهند حقوق خود را آنچنانكه اسلام گفته است به دست آورند، بايد با آل محمد - ص - باشند نه با آل ابو سفيان. از اين تاريخ نهضت سياسى شيعيان آل محمد آغاز شد.
در اينجا بايد يك نكتۀ ديگر را تذكر داد و آن اينكه از قيام نافرجام مختار به بعد، همۀ حركت محرومان ضد ستمگران، به نام «طرفدارى از آل رسول» آغاز شد. بدين معنى كه مخالفان حكومتهاى وقت يا هواداران خاندان رسالت از اماميه، كيسانيه، زيديه و راونديه و ديگر فرقهها براى تحقق يك نيت با يكديگر همكارى مىكردند، برانداختن حكومت نژادى و تأسيس حكومت بر اساس عدالت قرآن كه در آن عرب و جز عرب، مساوى هستند. آن روزها مهمترين كانون اين طغيان خراسان بود. مردم اين سرزمين زير پرچم تشيع گرد آمده بودند و مىخواستند حكومت از آل ابو سفيان به آل على بازگردد. روزى كه محمد بن علىبنعبداللّٰه ابن عباس داعيان خود را به خراسان فرستاد، به آنها سپرد كه از شخص خاصى نام نبرند بلكه مردم را به «الرضا من آل محمد» بخوانند.
سرانجام چنانكه شنيدهايد نتيجۀ اين نهضت آن شد كه آل عباس بر خلافت غلبه يافت و بنىالحسن و بنىالحسين محروم ماندند. اما سيرتى كه خلفاى عباسى، از آغاز كار يا اندكى پس از استقرار حكومت خود، پيش گرفتند، آن نبود كه تودههاى محروم مىخواستند. آنچه به دنبال اين نهضت تحقّق يافت حكومت نژادى ديگرى بود كه در آن تيرۀ عباسى جاى تيرۀ اموى را اشغال كرد، با اين تفاوت كه در اين حكومت عنصر ايرانى در قوۀ