113وجود داشته باشد در آنجا مىتوانند فرود آيند وگرنه، خير. و اين سخن محمد رسول خدا - ص - است.
و محمّد در كتاب «الآثار» از ابوحنيفه از عبداللّٰه بن زياد، از ابن ابى نجيح، از عبداللّٰه ابن عمر، از پيامبر روايت كرده است كه فرمود: كسى كه از اجرت خانههاى مكّه، چيزى بخورد گويا آتش خورده است. اين روايت را دارقطنى نقل كرده است.
و روايت كردهاند كه او اجارۀ خانه را در مورد كسانى كه در موسم حج مىآمدند مكروه مىدانست، امّا براى كسانى كه مقيم آنجا بودند، مكروه نمىدانست زيرا آنها كه براى حج مىآيند، ناچار از فرود آمدن در آنجا هستند امّا براى كسانى كه قصد اقامت دارند، چنين ضرورتى نيست.
و از عمر بن خطاب آوردهاند كه او نهى كرد كه درِ خانهاى را به روى حاجيان ببندند تا آنان بتوانند هرجا كه فارغ يافتند، فرود آيند.
عمربن عبدالعزيز، هنگام خلافت خود، به امير مكه مىنويسد كه اهل مكه را اجازه ندهد در برابر خانههاى آن اجرت دريافت كنند زيرا بر آنان حلال نيست و صاحبان خانه، در آنجا، در پنهان اجرت مىگرفتند. البته، اين حكم مبنى بر اين است كه فتح مكه، عنوةً (با زور و غلبه) صورت گرفته باشد كه در اين صورت، از آنِ همۀ مسلمانان است، امّا پيامبر آن را ميان مسلمانان تقسيم ننمود و آن را به همان سان، باقى گذاشت، پس بايد به همانسان، بدون اينكه مورد بيع و يا اجاره قرار گيرد، باقى بماند و هركس نسبت به وضعى از آن، سبقت جست، اولويت در تصرّف آن دارد، ابوحنيفه و مالك و اوزاهى اين رأى را اختيار كردهاند. امّا اگر فتح مكه، از روى صلح، صورت گرفته باشد، آن سرزمين به صاحبان آن تعلّق دارد و هرگونه كه بخواهند مىتوانند در آن تصرّف كنند و آن را مورد بيع و اجاره و يا ديگر معاملات قرار دهند. شافعى و احمد بر اين نظرند.12
به هر حال، چنانكه ديديد، حاجيان، هم در عهد جاهلى و هم در عهد اسلام، مورد تكريم و احترام بودهاند، بويژه حاجيان مسلمان ايرانى كه صفات والاى يك مسلمان واقعى در آنان تجسم يافته و حقيقت اسلام صحيح با زيباترين مظاهر و والاترين برجستگيهاى معنوى، در آنان جلوهگر بوده است. به دور از هر تعصّب و يا مبالغهگويى، مىتوان گفت كه طايفۀ