118سمهودى نوشته است: «از جمله افرادى كه به اين موضوع اعتقاد دارند، ابن حجر حافظ است.» سپس سخن وى را بدون كم و كاست نقل مىكند.
سمهودى با اين سخن به موضوعى اشاره مىكند كه از مالك و ديگران نقل شده است؛ موضوعى كه بر اساس آن، مصحفِ ارسال شده از جانب حجاج بن يوسف در صندوقى نزديك ستونى نگهدارى شده كه آن ستون به عنوان نماد و نشانۀ مصلاّى شريف نبوى شناخته مىشده است و از آنجاكه به نظر سمهودى با اتفاقِ نظر همۀ علما، ستون عايشه نمادى براى مصلاّى شريف نبوى نيست، تصور ابن حجر و العينى، تصورى باطل به شمار مىرود.
سمهودى در ادامه مشخص مىكند كه منظور از اين ستون، همان ستون چسبيده به تورفتگى محراب شريف نبوى است كه در سمت قبله و كمى متمايل به غرب است. وى معتقد است مكان اوليۀ اين ستون سمت راست محراب و در كنار صندلى شمع بوده كه بعدها به جلو؛ يعنى مكان امروزى خود منتقل شده است. تنها دليل او براى اين اعتقاد، قرار داشتن مصحفِ اشاره شده در حديثِ سمله، در كنار اين ستون است. اين ستون به اعتبار سخنى كه از مالك و ديگران نقل شده، نماد و نشانهاى براى مصلاّى پيامبرخدا(ص) بوده است.
اما با تأمل بيشتر متوجه مىشويم آنچه كه سمهودى به آن اعتقاد دارد، بسيار بعيد به نظر مىرسد. اين ستون، همانطور كه پيشتر براى ما روشن شد و دربارۀ آن سخن گفتيم، در زمان حيات حضرت رسول(ص) وجود خارجى نداشته است، تا آن حضرت(ص) به نماز خواندن در كنار آن اهتمام بورزند. حتى به فرض وجود اين ستون در زمان پيامبر، باز هم اهتمام ايشان به نماز خواندن در كنار اين ستون بعيد به نظر مىرسد؛ زيرا اين ستون، چسبيده به محراب شريف ايشان است؛ از طرفى سمهودى چگونه مىتواند اين سخن خود را ثابت كند كه «با اتفاقِ نظر همۀ علما، ستون عايشه نمادى براى مصلاّى شريف نبوى نيست؟» آيا اين ستون، از ستونهايى نبوده كه پيامبر(ص) هنگام تغيير قبله به عنوان مصلاّى خود انتخاب كرده است؟ از طرفى نظر ابن حجر و العينى و ديگران دليلى براى نقض اين اتفاق نظر و اجماعِ نقل شده توسط سمهودى است. البته اگر نگوييم كه نظر اين دو، دليلى است بر ترجيح ستون عايشه به عنوان نماد و نشانۀ مصلاّى شريف نبوى؛ زيرا منظور حديث هم ستون عايشه بوده است.
موضوعى كه سمهودى آن را نقل مىكند؛ يعنى اجماعِ علما در مورد قرارگرفتن صندوقِ مذكور در حديث سلمة بن اكوع در نزديكى ستونى كه نماد مصلاّى شريف نبوى است، قابل پذيرش نيست؛ چرا كه پذيرش اين نظر سمهودى به منزلۀ ناديده انگاشتن نظر تمام علمايى است