119كه با نظر سمهودى در اين زمينه مخالفت كردهاند. حال آنكه در ميان اين علما، تاريخنگاران بزرگ و راويان حديث سرشناسى وجود دارند. از طرفى هيچ كس قبل از سمهودى، دربارۀ اين اجماع سخن نگفته است. بيشتر منابع تاريخى و حديثى قبل از سمهودى، حديث سلمه را ذكر كردهاند، اما هيچيك از آنان به نظر سمهودى نپرداختهاند. حتى اگر بپذيريم كه اين اجماع وجود داشته، باز هم براى او مسلّم نيست كه منظور از ستونِ ياد شده در حديث سلمه، همان ستون مخلقه است؛ چرا كه نام ستون به صراحت در متن اين احاديث ذكر نشده است. در صحيح بخارى(بخارى، ج1، ص189) و صحيح مسلم(نيسابورى، ج1، ص364). و همچنين كتاب سنن بيهقى (ج2 ، ص271، 1414ق.). لفظ حديث به شكل زير است:
«...فَيُصَلِّي عِنْدَ الأُسْطُوَانَةِ الَّتِي عِنْدَ الْمُصْحَفِ...»؛ «پيامبر(ص) در كنار ستونى نماز مىخواند كه كنار مصحف بود.»
در روايتى از مسلم(نيسابورى، ج1، ص364). لفظ حديث اينگونه آمده است:
«...أَنَّهُ كَانَ يَتَحَرَّى مَوْضِعَ مَكَانِ الْمُصْحَفِ يُسَبِّحُ فِيهِ...»؛ «پيامبر(ص) به محل قرار گرفتن قرآن بسيار اهتمام مىورزيد و در آنجا تسبيح مىگفت.»
ابن ماجه و ابن حبان نيز متن حديث مذكور را اينگونه نقل كردهاند:
«...فَيَعْمِدُ إِلَى الأُسْطُوَانَةِ دُونَ الْمُصْحَفِ فَيُصَلِّى قَرِيبًا مِنْهَا...». «پيامبر(ص) نزد ستونى مىرفت كه در كنار مصحف بود و نزديك آن نماز مىخواند.»
با وجود اين الفاظ مختلف، احتمال اين كه منظور از ستون مذكور در حديث، چند ستون متفاوت بوده باشد، تقويت مىشود. به همين دليل ابن نجار پاى خويش را از ورطۀ اين اختلاف كنار مىكشد و حديث مذكور را در باب ديگرى تحت عنوان «ذكر فضيلة الصلاة الي أساطين المسجد» وارد مىكند. سپس حديث سلمه را ذكر مىكند و از موقعيت ستون مذكور هيچ سخنى به زبان نمىآورد.
اكنون ستونى را كه منظور حديث سلمه بوده تعيين مىكنيم. به نظر نويسندۀ مقاله و با استناد به دلايل زير، منظور از ستون در حديث فوق، «ستونِ توبه» بوده است.
به استناد رواياتى كه دربارۀ خواندنِ نمازِ نافله توسط پيامبر(ص) در كنار اين ستون نقل شده است.
ابن زباله ازعمربن عبد الله بن مهاجر به نقل از محمّد بنكعب نقل مىكند كه:
«أنّ النبيّ - صلّى الله عليه ]و آله[ وسلّم - كان يصلّي نوافله إلى أسطوانة التوبة» (ابن زباله، ص101، اول، 1424ق. /